فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٥٠ - فصل اول تاريخ نظام ادارى در اسلام
نخستين كام در تأسيس دولت اسلامى مدينه، تدوين وامضاى ميثاق مدينه بود كه بر اساس آن جامعه و امت واحدى متشكل از مسلمانان مهاجر، انصار و يهوديان مدينه شكل كرفت واين ميثاق بر تأسیس امت واحدى متمايز از ديكر واحدهاى بشرى تأكيد داشت.
در تحليل میثاق مدینه دو دیدگاه دیده میشود: نخست برداشتى كه در بالا ارائه كرديد ومفاد آن، تأسیس یك جامعه مدنی مرکب از دو گروه متمایز مسلمان و چند كروه يهودیانى كه قبل از هجرت پیامبر اسلام (ص) به مدینه در آن شهر سکونت گزیده بودند.
چنین دولتی بر اساس اسلام نمى توانست باشد ودر حقيقت يك دولت ائتلافى به رهبرى پيامبر اسلام (ص) و با قبول حاكميت شريعت اسلام بنا شده بود، به عبارت ديكر اسلام شرط قبول تابعيت و شهروندی آن نبود و مشرکان در آن جایی نداشتند.
تحليل دوم که بیشتر مورخان به آن روی آوردهاند تأسیس یك جامعه و امت اسلامی با مشخصات ویژه اسلام كه در آن، يهوديان نيز به عنوان هم پيمان پذيرفته شده بودند واز آنجا كه اين ميثاق قبل از نزول آيه جزيه بوده در حقيقت تأسيس قرار وذمه به صورت متحدان (ذميان) بر اساس شرايط ذمه تغییر شکل میداد.
مبحث دوم: تفکیك نهادها
به هر حال ساختار ادارى دولت مدینه که شخص پیامبر اكرم (ص) در رأس آن قرار داشت بر اساس نظام متمركز بود و با وجود این نوعی تفکیك قوا در آن به چشم میخورد.
قانون دولت مدينه توسط وحى با قوانين الهى به صورت تدريجى تدوين واجرا می شد وشخص پيامبر (ص) در تقنين نقشى نداشت [١] او تنها تبليغ احكام الهى را بر عهده داشت ومسؤوليت اصلى و اجرایی او فراهم كردن زمينههای مساعد براى اجراى
[١]. حتى پيامبر (ص) از دخل وتصرف در وحى منع شده بود: (وَ لَوْ تَقَوَّلٌ عَلَيْنا بَعْضَ آلْأَفاوِيلِ ^ لَأخَذْنا مِنَهُ بِالْيمِينِ ^ ثُمَّلقطعنا مِنهُ الولین). حاقه. آیات ٤٤-٤٦.