فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٠٩ - بررسى ماهيت مصلحت
مقبوليت عدل به خاطر مصلحت عمومى و مردوديت ظلم بعلت خصوصى بودن مصلحت آن است.
[٣] ">«و تجلس لهم مجلساً عاماً»
[١] .نشست زمامداران نيز بايد براى عموم باشد.
«و ليكن احب الامور اليك... واجمعها لرضى الرعيه، فان سخط العامة، يجحف برضى الخاصة، و ان سخط الخاصه يغتفرمع رضى العامه»
[٢] .شايسته ترين امور بايد عملى باشد كه در آن رضايت عموم تأمين گردد. زيرا نارضايتى مردم، خوشنودى خواص را از ميان مىبرد ولى خشم خواص با رضايت عمومى قابل بخشش است.
«و عمّمت حتى صار الناس فيك سواء».
٣رسول خدا آنچنان مردمى و عمومى زندگى نمود كه مردم همه در برابرش يكسان شدند.
[١] . همان، نامه ٥٣.
[٢] . همان.
[٣] . همان، خ ٢٣٢.