فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٩٧ - فصل سوم نقش مصلحت در امور حسبى
عقل مىشمارد و تلاش در تقويت بنيههاى جسمانى و تربيتى و عقلانى مواليد و همچنين تنظيم خانواده و حمايت از آن را محافظت بر نسل محسوب مىدارد و بالاخره توسعه اقتصادى و مبادلات عادلانه را مصداق حفظ مال تلقى مىكند و بدين ترتيب قلمرو مصالح مرسله را به افقهاى مسائل جديد و معاصر و حل مشكلات زندگى مدرن توسعه مىدهد و با استناد به آيه (لاٰ إِكْرٰاهَ فِي اَلدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ اَلرُّشْدُ مِنَ اَلْغَيِّ) به آشكار بودن مصلحت در اينگونه مسائل حياتى اشاره مىكند.١
برخى از فقهاى اهل سنت بجاى اصطلاح مصالح مرسله واژه استصلاح را بكار بردهاند. [٢] كه به معنى مصالح متناسب با مقاصد شارع اسلام تفسير شده و بلحاظ اينكه اصل خاصى بر رد يا قبول آن وجود ندارد، مصالح مرسله ناميده شده است.
پيشواى مذهب مالكى نخستين كسى است كه عمل به مصالح مرسله رد معتبر شناخته است. [٣]
در هر حال احكام حكومتى از نظر ماهيت و مبنا در ديدگاه فقهاى قائل به ولايت مطلقه فقيه نه تشابهى با مصالح مرسله و احكام استخراج شده آن دارد و نه بر چنين اصلى استوار مىباشد.
اولاً: احكامى كه از مصالح مرسله استنباط مىشود در ديدگاه فقهاى اهل سنت يك حكم دايمى شرعى تلقى مىشود، در صورتى كه احكام حكومتى، مقررات مصلحتى موقت و مادام المصلحه مىباشند و انتساب آن به شرع اسلام تنها بلحاظ حكم شرعى معينى بر وجوب اطاعت از اوامر فقيه جامع الشرايط مىباشد.
ثانياً: مصالح مرسله در تمامى ابواب فقهى به عنوان دليل حكم ساز مورد استفاده فقهاى اهل سنت قرار مى گيرد، در حالى كه حكم حكومتى اختصاص به امور عمومى و مسائل حكومتى دارد.
ثالثاً: مصالح مرسله براى فقهاى شيعه، عموماً ناشناخته و فاقد اعتبار اصولى و
[١] . همان، ص ٢٥٩-٢٦٠.
[٢] . رك: شاطبى، الاعتصام، ج ٣، ص ٣٠٧، نخستين كسى كه اين اصطلاح را بكار برد، غزالى است. رك: غزالى، المستصفى، ج ١، ص ١٣٩-١٤٠.
[٣] . رك: محمد ابو زهره، اصول الفقه، ص ٢٦١ و دكتر مصطفى ابراهيم، خاستگاههاى مختلف در فقه مذاهب، ص ٢٨٤.