فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٩٤ - و - احكام حكومتى
ثانياً: ولايت به مفهوم تشريعى از خصوصيت امامت و زمامدارى و تصدى امور عمومى و حكومتى ناشى مىگردد و ائمه (ع) نيز به همين لحاظ واجد ولايتند وقتى منشأ ولايت قابل تعميم باشد اصل ولايت نيز قابل توسعه است. چنانكه ولايت تكوينى در مورد آنان از خصوصيتى ناشى مىگردد كه آن خصوصيت در ديگران وجود ندارد.
كلام امام على (ع) در توصيف اهل بيت كه فرمود:
[٣] ">«لايقاس بآل محمد (ص) من هذه الامة احد و لا يسوّى بهم..... و لهم خصائص حق الولايه، و فيهم الوصيّة و الوراثه»
[١]به اين معنى است كه:
مفهوم جامع ولايت كه شامل وراثت و وصيت نيز مىگردد از ويژگيهاى اهل بيت است و افزون بر اين، كلام امام (ع) در مقايسه با اهل زمان است كه بىشك در زمان حضور ولايت، امر اختصاصى ائمه (ع) محسوب مىگردد. چنانكه در گفتارى ديگر فرمود:
«و لاتصلح الولاة من غيرهم».
[٢]ثالثاً: نواب خاص ائمه در زمان حضور از ولايت برخوردار بودند و امام (ع) در نامه خود به يكى از واليان نوشت:
«فلقد احسنت الولاية وادّيت الامانة»
٣و در نامه به مالك اشتر تعبير به تزيين ولايتك نموده و در نامه به كميل:
«وليناك»
فرموده و در نامه به محمد بن ابى بكر،
«انى قد وليتك»
تعبير نموده است.
[١] . نهج البلاغه، خ ٢٩١.
[٢] . همان، خ ١٤٤.
[٣] . همان، نامه ٤٢.