فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٦٠ - دوره دوم
آورديد يا ترك كنيد؟! در هر حال در اين دوره، حسبه جنبه فردى و به قول «ماوردى» حالت تطوعى و داوطلبانه داشته و به صورت يك وظيفه عمومى غير نهادى انجام مىگرفته است.
دوره دوم
به طورى كه از گزارشهاى تاريخى استفاده مىشود نخستين بار در دوران خلافت بنىعباس و نيز امويان اندلس و فاطميان مصر بود كه بتدريج به حسبه به صورت يك تشكيلات و نهاد مستقل اهميت داده شد و از ميان شخصيتهاى معروف و متنفذ افرادى به سمت محتسب منصوب گرديدند. [١] و مهدى خليفه عباسى نخستين كسى است كه به تأسيس حسبه همت گمارد. [٢]
اصولاً تدوين كتب مربوط به حسبه نيز بر اساس نياز عينى جوامع اسلامى به دستور العملهايى كه تشكيلات موجود حسبه را نظام بخشيده و وظايف مأموران و كارگزاران اين نهاد حقوقى را مشخص سازد، نوشته شده است.
دانشمندانى چون ماوردى، ابو يعلىفرّاء، ابن الاخوه و عبدالرحمن شيزرى كه مؤلفان اوليه كتابهاى مربوط به حسبه به شمار مىروند، خود دست اندركار امور حسبيه و در دوران خلافت عباسى بسر مىبردهاند.
ابن خلدون نيز در
المقدمه
تشكيلات حسبه را به عباسيان، امويان اندلس و فاطميان مصر نسبت مىدهد لكن با اين ويژگى كه نظام حسبه در اين دولتها در درون تشكيلات قضائى شكل گرفته و جزئى از نهاد قضائى محسوب مىشده است [٣] و رابطه تشكيلاتى نظام قضائى و نهاد حسبه بدان صورت نبوده كه موجب تداخل وظايف آن دو گردد.
فقهايى چون ماوردى سعى نمودند كه حوزه كارى نهاد حسبه را به گونهاى روشن نمايند كه كوچكترين تداخلى با نظام قضائى نداشته باشد.
ماوردى در گزارش خود وجوه افتراق آن دو را نيز بيان نموده است و حتى به لحاظ
[١] . رك: خطيب، تاريخ بغداد، ج ١، ص ٨٠ و ابن طيغور، بغداد فى تاريخ الخلافة العباسيه، ص ١٢.
[٢] . رك: عرنوس، تاريخ القضاء، ص ١٠٧.
[٣] . رك: ابن خلدون، المقدمه، ص ٢٢٦، چ مصر، مصطفى محمد، بى تا.