فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٥٥ - مبحث ششم حسبه و نظم عمومى
حكومتى.
ب - تكاليفى كه با مشاركت مردم انجام مىشود. اين قسمت ممكن است عملاً در انحصار دولت قرار گيرد مانند: تأمين منابع مالى دولت و گاه ممكن است با مشاركت مردم انجام شود مانند آموزش.
در جمهورى اسلامى ايران امور حسبيه به سه دسته تقسيم شده است:
١. قسمتى از امور حسبيه بر عهده شهرداريها گذاشته شده.
٢. بخشى از امور حسبيه بر عهده مراكز دادستانى و بخشى به امور صنفى واگذار شده.
٣. بخش عظيمى در نهادهاى مختلف حكومت تقسيم شده مانند: تنظيم برنامه پنجساله دوم.
البته هنوز بعضى امور حسبيه هستند كه در ايران نهاد مسؤول انجام آنها معلوم نيست مانند كسانى كه براى مسافرت به شهرى مىروند و پولشان را در آنجا به سرقت مىبرند و كسى نيست كه از او قرض كنند. امور حسبيه با اين محدوده وسيع از دلايل اثبات ولايت فقيه است چه اينكه تمامى فقهاء شيعه و سنى معتقدند كه امور حسبيه در اختيار ولى فقيه است.
لكن خيلى از فقها امور حسبيه را محدود كردهاند به احكامى كه در زمان خودشان بوده است و ديگران پنداشتهاند كه امور حسبيهاى كه در اختيار ولى فقيه است منحصر به همان مصاديقى مىباشد كه در كتابهاى سابق ذكر شده است در حالى كه چنين نيست.
بنابراين ممكن است در صد سال آينده محدوده امور حسبى نسبت به حال، گستردهتر شود، آنگاه تمام آنها در اختيار ولى فقيه يا حكومت اسلامى مىباشد. با اين اختيارات و محدوده وسيع امور حسبيه مىتوان بر آن ولايت مطلقه فقيه را اثبات نمود.
مبحث ششم: حسبه و نظم عمومى
امور حسبيه رابطه مستقيمى با نظم عمومى دارند كه بايد در راستاى استقرار آن تنظيم و تفريع گردند چنانكه خود در تحقق نظم عمومى نقش بسزايى دارند اين مطلب با تعريف نظم عمومى روشنتر مىگردد.