فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٣٨ - ج - اصطلاح حقوقى حسبه
ج - اصطلاح حقوقى حسبه
در نظام حقوقى گذشته، كشورهاى اسلامى كه معمولاً براساس فقه اسلامى تنظيم مىشده «حسبه» و «محتسب» داراى مفهوم حقوقى خاصى بوده است كه كليه وظايف و اختياراتى كه امروز نيروهاى انتظامى متصدى آن هستند و برخى از مسؤوليتهاى كنونى شهرداريها و وظايف دادستانى را شامل مىشده است و به تخلفات ناشى از معاملات و نظم عمومى، نظافت شهر، نظارت بر امور صنفى و اوزان و مقادير، تأمين آذوقه شهر، جلوگيرىاز احتكار، امور ساختمانى و نظارت بر اماكن عمومى را در حدودى كه مورد اختلاف نبوده و به فتوا و قضاوت نياز نداشته رسيدگى مىنموده است. [١]
سازمان حسبه در گذشته اسلامى، جزئى از تشكيلات قضائى محسوب نمىشد ولى از نظر حقوق ادارى جايگاه حقوقى آن در پيشگيرى جرايم قضائى، حائز اهميت بسيار بوده است. بررسى حدود اختيارات نهاد حسبه مبيّن اين نقش برجسته است:
١. نظارت بر اجرا و برگزارى مراسم و مقررات مذهبى.
[٢] . جلوگيرى از انجام اعمال ممنوع و ناپسند.
٣. وادار نمودن اشخاص حقيقى و حقوقى بر انجام وظايف محوله.
٤. نظارت بر صحّت جريان امور در مورد امور عمومى.
٥. بررسى و اقدام در زمينه مسائل رفاه عمومى.
٦. نظارت بر راههاى عمومى و سدّ معبر.
٧. نظارت بر حمل و نقل.
٨. نظارت بر ساخت و ساز ابنيه.
٩. نظارت بر امور صنفى، مشاغل و فنون.
١٠. نظارت بر امر تعليم و تربيت.
١١. نظارت بر داد و ستدها و اوزان و مقادير.
١٢. برقرارى نظم و اعمال پليسى.٢
سازمان حقوقى حسبه در دوران اموى، عباسى، فاطميان مصر، خلفاى اموى اندلس،
[١] . رك: دكتر محمد جعفر جعفرى لنگرودى، ترمينولوژى حقوق، ماده محتسب، ص ٦٢٣.
[٢] . رك: ابن خلدون، المقدمه، ص ٢٢٥.