فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٣٣ - الف - اصطلاح فقهى حسبه
نداده است لكن با توجه به مفهوم عام لغوى حسبه كه همه واجبات كفايى كه داراى پاداش اخروى مىباشد را شامل مىگردد؛ مىتوان به دليل آن كه اطلاق كلمه عام بر معنى خاص مىباشد، پى برد.
٤. حسبه به معنى عام، شامل هر عمل مشروعى كه از جانب خدا مقرر گرديده است مانند اذان، اقامه، اداى شهادت و ساير عبادات شرعى عام. به همين لحاظ به قضاوت نيز حسبه اطلاق گرديده است. [١]
حسبه به اين معنى كاملاً با مفهوم لغوى آن بويژه با تفسيرى كه لسانالعرب ارائه داده تطبيق مىكند. زيرا حسبه در اين تعريف چيزى جز انجام عملى كه پاداش آن از خدا خواسته مىشود، نيست. با توجه به مثالهايى كه ذكر شد مىتوان چنين نتيجه گرفت كه حسبه معنى اصطلاحى خاصى در فقه نداشته و به معناى اصلى لغوى خود به كار رفته است.
٥. حسبه عبارت از امور قربى است كه مورد نياز عامه مردم و جامعه بوده و در شرع متصدى خاصى بر آن تعيين نشده است. [٢]
اين تعريف كه در بسيارى از كتاب فقهى شيعه آمده و به صورت مفهومى مشهور در فقه شيعه تلقى گرديده، داراى سه عنصر اصلى و قابل توجه مىباشد:
الف - حسبه الزاماً به امور قربى اطلاق مىشود و امور قربى اعمالى هستند كه به منظور رسيدن به پاداش اخروى و ثواب انجام مىگيرد، چه از مقوله واجبات شرعى باشد مانند امر به معروف و نهى از منكر و چه به صورت عبادات مستحبى مانند احسان، تعاون و امور برّيه و يا از قبيل امور غيرعبادى باشد كه به قصد قربت و رسيدن به پاداش اخروى و الهى انجام گيرد مانند توسعه در امر معاش و امور بازرگانى و كشاورزى و در اصطلاح فقهى به اين نوع اعمال، عبادت به معنى عام اطلاق مىگردد. حسبه به لحاظ قربى بودن جنبه عبادى دارد.
ب - حسبه به امورى گفته مىشود كه مورد ابتلاى عامه مردم و مربوط به جامعه و در
[١] . رك: تهانوى، كشاف اصطلاحات الفنون، واژه حسبه.
[٢] . رك: امام خمينى (ره)، كتاب البيع، ج ١، ص ٤٩٧ و آيةالله خويى (ره)، التنقيح، الاجتهاد و التقليد، ص ٤٢٣.