فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٣٢ - الف - اصطلاح فقهى حسبه
كليه كسانى كه حسبه را در قالب يك سلسله دستورالعملهاى اجرايى و نظام دولتى آوردهاند مانند: ماوردى، در كتاب
الاحكام السلطانيه
، ابويعلى فراء در كتاب
الاحكام السلطانيه
، ابن خلدون در كتاب
المقدمه
، عبدالرحمن شيزرى در كتاب
نهاية الرتبه فى طلب الحسبه
، ابن تيميه، در كتاب
الحسبه فى الاسلام
ابن الاخوه، در كتاب
معالم القربه
، ابن قيم جوزى، در كتاب
الطرق الحكميه
، و
دائرة المعارف الاسلاميه
در ماده حسبه، موسوعه جمال عبدالناصر در ماده حسبه و ديگران در واقع حسبه را به مفهومى جداى از واجبات كفايى مانند امر به معروف و نهى از منكر تفسير نمودهاند؛ گرچه نظام حسبه بنا بر اين تعريف مىتواند خود از مصاديق اين دو فريضه محسوب گردد.
فقهاى شيعه، حسبه به اين معنى را از شئون حكومتى امام (ع) شمرده و انجام آن در عصر حضور و غيبت توسط ديگران را موكول به اذن و نيابت دانستهاند و بنا بر اين نظريه نيابت فقها از امام معصوم (ع) در عصر غيبت، مسؤوليت آن را «بحق النيابه» به فقيه واگذار نمودهاند.
فقهاى اهل سنت نيز به لحاظ نهادينه كردن حسبه، انجامدهنده آن را به دو نوع «محتسب» كه مأمور رسمى دولتى است و «متطوع» كه عامل افتخارى و داوطلب مىباشد تقسيم نمودهاند. ماوردى در هشت بند تفاوتهاى محتسب و متطوع را از نظر شرعى و ادارى بيان نموده است كه حايز اهميت بسيار مىباشد. [١]
تعبير به ولايت حسبه كه در آثار فقهى اهل سنت بويژه در آثار ماوردى [٢] ابويعلى فراء [٣] ، ابن الاخوه [٤] ، ابن جوزى [٥] ، ابن تيميه [٦] ، آمده مبين نوع برداشت آنان از حسبه به عنوان يك نهاد حكومتى است.
٣. حسبه به معنى جامع و شامل جهاد، امر به معروف، نهى از منكر، حدود و قصاص مىباشد. چنانكه از ظاهر عبارت فيض كاشانى در كتاب
الوافى
در ابواب نامبرده استفاده مىشود كه با اطلاق كتاب
الحسبه
موارد مذكور را منظور داشته است. [٧]
گرچه فقيه و محدث نامبرده، هيچ گونه توضيحى در اين تفسير خاص خود ارائه
[١] . رك: ابويعلى فرّاء، الاحكام السلطانيه، ص ٢٤٠.
[٢] . همان.
[٣] . رك: همان، ص ٢٨٤.
[٤] . رك: ابن الاخوه، معالم القربه فى احكام الحسبه، ص ٧.
[٥] . رك: ابن جوزى، الطرق الحكميه، ص ٢٣٦.
[٦] . رك: ابن تيميه، الحسبه فى الاسلام، ص ١٣-١٨.
[٧] . رك: كتاب الوافى، ج ١٥، ص ٢٥، چ مكتبة الامام اميرالمؤمنين (ع)، اصفهان.