فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٣ - زمينهها و عوامل توسعه حقوق عمومى
هوشيارانه بنگريد، سوگند به خدا خلافت را چون تنپوشى به تن كشيدند، در حالى كه نيك مىدانستند كه موقعيت و نقش من در ميان امت چون موقعيت قطب در عمل توليد آرد با سنگ آسياب است.
٣. ايجاد وحدت ملى كه در مبناى اسلامى بر پايه اخوت همه اعضاء امت استوار است و اين موهبت بزرگ (وحدت ملى در سايه اخوت) ارمغانى است كه قرآن به خدا نسبت مىدهد: (فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوٰاناً) و فرمود (وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً) و نيز تأكيد نمود كه (وَ اِعْتَصِمُوا بِحَبْلِ الله جَمِيعاً وَ لاٰ تَفَرَّقُوا)
، بى شك ايجاد چنين صف فشردهاى كه در سايه اعتقاد اسلامى ميسر است، زمينه ساز توسعه حقوق عمومى است.١
مهره ها را گردآورده ونظم بخشيده و به هم پيوسته است، و هر گاه پاره شود مهره ها از هم جدا گشته و هر كدام به سويى خواهند رفت كه ديگر امكان گردآورى آن نخواهد بود. امام (ع) تمركز تشكيلات امت و مركز كليه نيروهاى بالنده و استعدادهاى قابل شكوفاست. و رهبرى وى به گونه مكتبى و بر اساس پايبندى به اصول غير قابل تخطى و مطابق با معيارهاى تقوا، فضيلت و علم و روشهاى منطقى و انسانى است. امام نه تنها عالم وآگاه به مكتب و فرامين وحى است بلكه خود در تحقق بخشيدن به مكتب و عمل به فرامين الهى پيشتاز وپيشگام است و همواره در صف پيشين حركت جامعه به سوى الله قرار دارد و به هيچ قيمتى تن به هواى نفس نمى دهد و از جاده عدالت خارج نمىگردد.
شيوه رهبرى امام (ع) آنچنان به مكتب پيوند خورده كه جدا شدن كتاب آسمانى قرآن و امام (ع) حتى براى يك بار نيز امكان پذير نيست. چنانكه پيامبر اكرم (ص) فرمود:
«انى تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتى ما ان تمسكتم بهما لن تضلوا ابداً و لن يفترقا حتى يردا على الحوض» رك: حرّ عاملى، وسائل الشيعه، ج ١٨، ص ١٩.
من در ميان شما دو ميراث گرانبها مىگذارم، كتاب خدا و خاندان من، مادام كه به آن دو چنگ زنيد هرگز گمراه نخواهيد شد و آن دو هيچگاه از هم جدا نمىشوند تا آنگاه كه در قيامت به من برسند).
خواستهها و تمايلات مردم نمىتواند امام (ع) را از خط وحى جدا نمايد. وقتى مردم امام خويش را برگزيدند، او حركت پوياى خويش را با خواست مكتب و اراده متجلى شده در وحى (يعنى بر مدار رضاى حق) تنظيم مىكند. على (ع) در اين مورد فرمود:
«و اعلموا انى ان اجبتكم ركبت بكم ما اعلم و لم اصغ الى قول القائل و عتب العاتب»
نهج البلاغه، خ ٩٢.(بدانيد مردم! اگر دعوت شما را به قبول خلافت پذيرفتم، شما را آنگونه كه مىدانم راه مىبرم و هرگاه روش من با خواسته و سليقه و برداشت شما وفق ندهد، ديگر به گفته كسى و پرخاشِ پرخاشگرى گوش فرا نخواهم داد).
[١] . اخوت اسلامى در انديشه اسلامى شامل كليه مناسبات اجتماعى در جامعه اسلامى است و رابطه رهبرى با مردم نيز از اين حكم كلى مستثنى نيست، و به همين دليل رابطه متقابل رهبر و مردم، رابطه دلسوزى و خيرخواهى است و هيچگاه تفاوت مسوؤليتها در جامعه اسلامى موجب جدايى و تفرقه نخواهد شد، و برادرى روح حاكم بر كليه مناسبات فيمابين رهبر و امت خواهد بود (إِنَّمَا اَلْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ). بر همين اساس در سيره پيامبر اكرم (ص) نقل شده: «كان رسول الله يجلس بين ظهرانى اصحابه