فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٢ - زمينهها و عوامل توسعه حقوق عمومى
خصلت مذهبى بودن نظام اسلامى و ايدئولوژيك بودن حاكميت در آن بزرگترين و مؤثرترين عامل زمينه ساز توسعه به مفهوم عام آن در جامعه اسلامى است و قدرت ناشى از اين عنصر معنوى در دولت نه تنها بازدارنده نيست بلكه خود عامل حركت، نوسازى و توسعه همه جانبه است.
نقش قدرت ناشى از ايمان را در ايجاد و حفظ عوامل و مشخصههاى توسعه حقوق عمومى مى توان از ابعاد مختلف مورد مطالعه قرارداد:
[١] . به لحاظ نقش ايمان در همبستگى دولت و مردم كه در انديشه اسلامى به همبستگى تفكيك ناپذير امام و امت تعبير شده است و قرآن به صراحت در آيه: (وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى اَلَّذِينَ اُسْتُضْعِفُوا فِي اَلْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ اَلْوٰارِثِينَ) بر اين همبستگى تأكيد ورزيده است كه امامان از دل تودههاى مستضعف به امامت مىرسند و رهبران، خود از سنخ توده مستضعفند.
[٢] . از نقطه نظر نقش اعتقاد مردم به نظام و اقتدار سياسى حكومت كه در اسلام بر اساس مركزيت و قطبيت امام استوار مىباشد. دقت در سخن امام (ع) در خطبه سوم
نهجالبلاغه
كه فرمود:
«وانه ليعلم انّ محلى منها محل القطب من الرّحى»
١نشان مىدهد كه امام (ع) در مركزيت و قطبيت جامعه قرار دارد و اين اقتدار عالى را به هيچ قيمتى و بهانهاى نمىتوان از امام (ع) و دولت امام (ع) سلب كرد.٢
[١] . نهج البلاغه، خ ٣. «قطب الرّحا» محورى است كه سنگ آسياب بر گرد آن مىچرخد كه بدون آن گردشسنگ مختل و در اندك زمانى از حركت باز مىماند. در اين ميان خلافت به معنى جانشينى و قائممقامى پيامبر (ص) و پيشوايى و رهبر ايدئولوژيكى و زمامدارى سياسى و هدايت تكاملى در كل جريانات و حركتهاى جامعه، از چنان مركزيتى برخوردار است كه بايد كل جامعه و امت بر محور امام (ع) به گردش درآيد و امامت چون هسته مركزى و نگهدارنده و نظمدهنده، كنترلكننده گردش چرخهاى جامعه و بازدارنده از حركتهاى انحرافى باشد. امامت به اين معنى، حضور امام (ع) را در عرصه كليه مسائل امت و جامعه ايجاب مىكند، به طوريكه هيچ حركتى از خارج از قطب وجود امام (ع) نشأت نمىگيرد و هرنوع حركت لازم براى تكامل امت از اين مركز آغاز مىگردد و جهت مىيابد و كنترل مىشود.
[٢] . در موردى ديگر، على (ع) امامت را به رشته پيوند دهنده مهرهها تشبيه مىكند:
«و مكان القيم بالامر مكان النظام من الخرز يجمعه و يضمه، فان انقطع النظام تفرق الخرز و ذهب»
نهجالبلاغه، خ ١٤٦.موقعيت كسى كه به تصدى خلافت و امامت قيام نموده، در ميان امت به منزله رشته محكمى است كه