فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٨٥ - مبحث دهم حق برخوردارى از امنيت ملى
تمركز در مسائل امنيتى دفاعى موجب مىگردد كه جامعه (دولت و ملت) در برابر تهديدهاى اجتماعى بيمه شود و به جاى درمان از روش پيشگيرى استفاده نمايد و اين روش برتر به نوعى نهادينه گردد.
١١. تأملاتى در مسأله امنيت به طور عام و امنيت ملى به طور خاص
امنيت اجتماعى را در ابعاد مختلف آن از جمله در بعد انديشه، جان، سياست، اقتصاد و بالاخره امنيت ملى را تا آنجا كه در اين مختصر مىگنجيد مورد بحث قرار داديم لكن بررسى ريشهها يعنى علل و موانع آن ما را ناخواسته به چالش وضع موجود مىكشاند.
آيا ساز و كارها و راههاى منتهى به امنيت در جامعه ما هموار است آيا موانع آن يعنى عوامل تهديدكننده امنيت از ميان رفته است؟ كداميك از علل هنوز تحقق نيافته و كدام مانع، هنوز سر جاى خود استوار است؟
اگر پايبندى به اسلام آنگونه كه قانون اساسى بر آن پاى مىفشرد براى رهيافت به نتايج مثبت و راه حلهاى صحيح و استوار كارساز مىباشد، چرا با زمزمههاى ناسازگار نماياندن دين و سياست سعى در تخريب پايههاى استوار امنيت در جامعه خود داريم و اگر امامت اين ديدگاه بنيادين اسلام راستين و تشيع علوى، قلب قطب و مركزيت نظام چند بعدى اسلام مىباشد، چرا با طرح قرائتهاى مختلف سعى بر آن داريم كه از يك مسأله محورى و اصولى يك مسأله چندقرائته بسازيم و اهرم وحدت را به عامل تفرقه بدل ساخته و سرانجام از امامت كه تكيهگاه امنيت است بحران امنيتزدا ايجاد نماييم؟
آيا اين شرط عقلانيت است كه گفتمان سياسى به جاى آنكه به تجزيه و تحليل امنيت بنشيند يكسره در جهت تخريب آن به كار گرفته شود و هر روز شكافى جديد در ابعاد وفاقيافته جامعه، ايجاد نمايد؟
امروز عقلگرايى منطق تحول و از آن بالاتر به ايدئولوژى پيشرفت تبديل شده است و بنابر عقلگرايى مانند محاسبات رياضى براى هر سؤالى يك جواب صحيح وجود دارد، بايد شيوه صحيح بازنمايى اين يك پاسخ صحيح را در مورد هركدام از صدها مسأله اساسى و از آن جمله امنيت بازيابى كرد، هنگامى كه ما از قرائتها و روايتها و تقريرهاى مختلف پاسخهاى متعدد و مختلفى به دست مىآوريم، آيا با مطرح شدن اين همه