فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٧٥ - مبحث دهم حق برخوردارى از امنيت ملى
عدالت دانسته و آن را تجاوز به حقوق ديگران تلقى مىنمايد. [١]
در حقيقت، امنيت هنگامى عادلانه است كه با تجاوز به حقوق ديگران همراه نباشد.
در ديدگاه اسلام بويژه براساس نصوص قرآنى دو مقوله صلح و امنيت در سطح ملى و بينالمللى تابع مقوله «تجاوز» است به اين معنى كه صلح و امنيت عادلانه و پايدار در شرايطى متصوّر است كه آن شرايط عارى از تجاوز به حقوق ديگران باشد. و گاه به مخاطره افكندن امنيت متجاوز، خود راهى براى استقرار امنيت عمومى محسوب مىشود.
در اين ديدگاه متجاوزان به حقوق ديگران نه تنها محروم از حق امنيت هستند اصولاً بايد با آنان رفتارى در پيش گرفته شود كه احساس نا امنى نمايند و دستور مقابله به مثل و مورد تجاوز قرار دادن متجاوزان در اين راستا مقرر گرديده (فَمَنِ اِعْتَدىٰ عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اِعْتَدىٰ عَلَيْكُمْ) [٢] است. با وجود اين، متجاوزان نيز در خارج از قلمرو تجاوزى كه مرتكب مىشوند از امنيت برخوردارند (فَمَنِ اِبْتَغىٰ وَرٰاءَ ذٰلِكَ فَأُولٰئِكَ هُمُ اَلعٰادُونَ) [٣] .
مسأله امنيت در منطق اسلام با مقولههاى پيچيدهاى چون تجاوز، ظلم، استكبار و طاغوت گره خورده است و بدون خشكانيدن اين ريشهها و عوامل تهديدكننده امنيت نمىتوان انتظار تحقق عينى آن را در سر پروراند ما در فرصت ديگر اين بحث را مطرح و مورد بررسى قرار دادهايم و نيازى به تكرار آن در اينجا نمىبينيم.٤
٨. امنيت و آزادى
در جوامعى كه به هر دليل به خاطر تحولات سياسى، اقتصادى، فرهنگى، اجتماعى و يا مداخلات سياستهاى بيگانه و دگرانديشيها و نيز در شرايطى مانند جنگ و آشوبهاى داخلى دچار ناآراميهاى ريشهدار هستند معمولاً امنيت و آزادى در تعارضند و حفظ هركدام به بهاى از دست دادن ديگرى تمام مىشود.
در چنين شرايطى اولويت با كداميك از اين دو مقوله سياسى اجتماعى است و به
[١] . (وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ الله فَأُولٰئِكَ هُمُ اَلظّٰالِمُونَ) بقره، آيه ٢٢٩ و آيه ١٧٨ و مائده، آيه ٢.
[٢] . بقره، آيه ١٩٤.
[٣] . معارج، آيه ٣١.
[٤] . رك: همين قلم، همين مجموعه، ج ٣، ص ٣٨١-٤٢٥، چ سوم.