فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٧٢ - مبحث دهم حق برخوردارى از امنيت ملى
دينى خلاصه شده ولى بىگمان هيچكدام از نصوص و تعابير فقهى در صدد حصر نبوده است، تهديد به صورت تعرض به تعقل و ادراك جمعى از طريق جوسازيها و تعرض به سلامتى جامعه از طريق آلايندههاى نامحسوس محيط زيست و دهها نظاير آن از مصاديق، تعرض و نافى امنيت است كه هر روز بر مصاديق آن افزوده مىشود.
روشهايى كه در جنگ سرد و روانى به كار گرفته مىشود و از طريق رسانههاى گروهى، روح نوميدى، دلسردى، انتقامجويى، احساس وحشت، بىاعتمادى، انزواطلبى، دنياستيزى، دينستيزى و نظاير اين حالات در يك جامعه ايجاد و گسترش داده مىشود، گونههاى مختلف تعرض است كه امنيت جامعه را تهديد مىكند.
به طور كلى هر نوع اقدامى كه منافع عمومى و مصالح ملى را به مخاطره افكند تهديد و عامل سلب امنيت محسوب مىشود. ازاينرو در شناخت ماهيت امنيت بايد همه عواملى كه به نوعى در خدشهدار شدن امنيت مؤثر مىباشند بررسى و بازشناسى شوند و گاه همه آنها علت و مؤثرند و گاه برخى از آنها اصلى و مواردى هم كه به صورت پىآمدهاى عوامل اصلى، موجب تعرض به امنيت محسوب مىشود.
٥. عوامل تهديدكننده امنيت ملى
در نصوص اسلامى از عواملى چون «محاربه» و «بغى» و «طاغوت» و «استكبار» و «فتنه» و «ظلم» و «ارهاب» و «ملاء» به عنوان ساز و كارهاى ناامنى نام برده شده كه هركدام از آنها بخشى از حقوق عمومى و آزاديها را در جامعه تهديد مىكند و هرچند از نظر مفهومى و مصداقى مىتوان در مورد هركدام از عناوين مذكور دست به تفسير موسع زد و همه موارد سنتى و جديد امنيت و تهديد را تحت يكى از آن عناوين قرار داد، مثلاً تهاجم فرهنگى را در عنوان فتنه و اعمال فشار از طريق مطبوعات را در عامل «ملاء» گنجانيد و يا محاربه را نوعى بهكارگيرى سلاح هرچند كه سلاح سرد مانند قلم باشد تفسير نمود. لكن با وجود اين، هنوز موارد جديدى از توطئههاى خزنده در عرصه توطئهها بروز مىكند كه مشكل بتوان همه آنها را تحت عناوين منصوص مورد بررسى قرار داد.
جامعترين عنوان در اين ميان، واژه فتنه است كه هم در قرآن و هم در ديگر نصوص