فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٧٠ - مبحث دهم حق برخوردارى از امنيت ملى
امنيت به مفهوم اجتماعى آن است. در فرهنگ سياسى اقوام گذشته امنيت معمولاً مفهوم نظامى و بعد خارجى داشت و راه تأمين امنيت به اين معنى، تنها اقتدار نظامى به شمار مىآمد. بتدريج مفهوم امنيت، متحول و شامل امنيت سياسى، اقتصادى، فرهنگى و اجتماعى گرديد. تا آنجا كه امروز امنيت به يك مفهوم پيچيده و همهجانبه تبديل شده كه ابعاد غيرنظامى آن از اهميت بعد نظامى آن كاسته است و تعريف كامل امنيت را دچار مشكل اساسى كرده است كه گاه به خاطر همين مشكل از امنيت، تعبير به امنيت حداقل و حداكثر مىشود.
به هر حال امنيت به مفهوم خارجى و بينالمللى از موضوع بحث ما خارج است و در مورد امنيت به لحاظ فردى نيز در گذشته بحث نموديم. اينك موارد مسلم امنيت اجتماعى را تحت چند عنوان مورد بررسى قرار مىدهيم. كه يكى از آنها امنيت ملى است.
[١] . امنيت عقيده
هر انسانى بايد از امنيت در عقيده برخوردار باشد. اسلام با راهزنان اعتقادات مردم برخورد شديد دارد و از آن به عنوان «ايجاد فساد در زمين» ياد مىكند (اَلْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ اَلْقَتْلِ)١ و نخستين نشانه استضعاف را فشار و تأثير عوامل اثرگذرانده در انحراف اعتقادى و يا موانع آزادى اعتقاد مىداند كه پاگرفتن اين نوع استضعاف، مراحل سياسى، اقتصادى، فرهنگى و نظامى را نيز به دنبال دارد. مبارزه با عوامل توطئهگر كه با ايجاد جوّ «زندقه» و «اهانت به مقدسات» و «اباحىگرى» و «اشاعه شبهات بىپايه» و نشر «كتب ضالّه» و شايعات درصدد نا امن كردن جوّ فكرى و اعتقادى جامعه هستند از برنامهها واهداف و مسؤوليتهاى فريضه امر به معروف و نهى از منكر و نيز وظايف دولت اسلامى است.
[١] . سورههاى قلم، آيه ٩ و بقره، آيه ١٧٨ و ١٩٣ و نحل، آيه ٤٥ و ١١٢ و انعام، آيه ٨٢ و نهجالبلاغه، خ ١٣١ و نامه ٥٣ و اصول كافى، ج ٢، ص ٢٧٣-٢٧٤ و وسائلالشيعه، ج ١١، ص ٤٢٤ و سفينة البحار، ج ١، ص ٤١ و تحريرالوسيله، ج ١، ص ٤٩١.