فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٦٠ - مبحث نهم حق برخوردارى از مساوات
و بروز خلاقيتهاى افراد برجسته و شايستهتر مىباشد.
نكته بسيار مهم در پاسخ به اين مناقشه در اصل برابرى انسانها در ديدگاه اسلام، ايجاد رابطه بين منشأ برابرى و مبناى درجات اجتماعى است كه در منطق اسلام به چشم مىخورد.
تفاوتهاى ناشى از شخصيت انسانى و توانمنديهاى بشرى تا آنجا كه به هويت انسانى مربوط مىگردد قابل قبول مىباشد. درجهبندى انسانها و جايگاه و نقش آنها از نظر علم، فنآورى و قانونمدارى، خدمت به انسانها و در عين داشتن اين امتيازها، كمتوقع بودن، نه تنها تبعيض ناروا نيست، خود نوعى رعايت برابرى در حق است.
اسلام همه امتيازها، برتريها، تمايزهاى مثبت و منطقى را در يك كلمه «تقوى» [١] گنجانيده و تعيين جايگاه اجتماعى و نقش هر فرد را بر محور تقوى مورد تأكيد قرار داده است. [٢]
٦. برابرى در مصالح عمومى
: مفهوم اين نوع برابرى در اسلام آن است كه در قانونگذارى، مصالح همگان به طور يكسان منظور گرديده و قوانين الهى براى مصلحت گروه خاص و طبقه ممتازى وضع نشده و در شرايط برابر و تواناييهاى مساوى، مصالح همه به طور يكسان مبناى قانونگذارى قرار گرفته است.
اين نوع برابرى همه احكام اوليه، ثانويه و حكومتى اسلام را فرا مىگيرد و اگر قانون در شرايط خاصى و براى واجدين شرايط معينى تأسيس شده باشد، مصلحت همه آنها كه منطبق با شرايط قانون و واجد شرايط پيشبينى شده هستند منظور گرديده و نتيجه اين سخن آن است كه قانون بايد به طور برابر در مورد همگان و همه واجدين شرايط به مورد اجرا نهاده شود.
٧. برابرى در استيفاى حقوق
: به نظر مىرسد برابرى در استيفاى حقوق اصلى جدا از برابرى در حق است. چنانكه استحقاق امرى جدا از مطالبه حق مىباشد.
بسيارى از تبعيضها در مقام استيفاى حقوق آشكار مىگردد. فىالمثل، قانون ممكن است به طور برابر استحقاق آحاد مردم را به رسميت شناخته اما شرايط به گونهاى است
[١] . (إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ الله أَتْقٰاكُمْ) حجرات، آيه ١٣. براى ديدن ساير نصوص رك: همين قلم، پيشين، ص ٥٤٥-٥٤٦.
[٢] . همان.