فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٥٤ - مبحث هشتم انديشه آزادى در اسلام
در نظريه «امامت» در ديدگاه كلامى شيعه هرچند مسأله مشاركت سياسى مردم در انتخاب امام، شفاف به نظر نمىرسد و اعتقاد به نصب امام توسط وحى، حق رأى را از مردم سلب مىنمايد. لكن تفسير عملى اين نظريه در سيره امام على (ع) كه در مشروعيت خلافت خود به شورا و بيعت استناد كرده است [١] مىتوان جايگاه آراء مردم را در نظام امامت بالاصاله نيز بوضوح مشاهده نمود.
امام (ع) در نامهاى به معاويه نوشت:
[٣] ">«انه با يعنى القوم الذين بايعوا ابابكر و عمر، و عثمان».
[٢]«و با يعنى الناس غير مستكرهين، و لامجبرين، بل طائعين مخيّرين».
٣مردم با من به همان گونه كه با خلفاى قبلى بيعت نمودند بيعت كردند نه بر آن ناخشنود بودند و نه كسى آنها را مجبور نمود.
اصولاً قبول خلافت براساس بيعت از طرف امام (ع) به هر دليلى كه صورت گرفته باشد اين پيام را در بر دارد كه چنين رويدادى داراى مشروعيت است و آغاز خلافت امام حسن (ع) نيز تجربه ديگرى بر احترام به آراء مردم محسوب مىشود.
٨. بسيارى از چالشگران انديشه سياسى اسلام، حكم فقهى ارتداد را ناقض آزادى فكر و عقيده دانسته و وجود آزادى در انديشه اسلام را مورد ترديد و احياناً نفى قرار دادهاند در اين چالش چند نكته اساسى مورد غفلت قرار گرفته و احياناً ناديده گرفته شده است.
الف - حكم فقهى ارتداد اگر مخالف آزادى تلقى شود به آزادى فكر و عقيده ارتباط ندارد. ماهيت ارتداد همانگونه كه توضيح داده خواهد شد با آزادى بيان در ارتباط مىباشد. مرتد كسى است كه با زبان يا عمل موجبات ارتداد را بيان نمايد.
ب - بر اساس تفسير مضيق ارتداد، موارد آن عبارت از: انكار توحيد، انكار نبوت پيامبر اسلام (ص) و انكار هر جزئى از اسلام كه ضرورت آن به اثبات رسيده باشد. [٤]
تفسير موسع ارتداد شامل موارد فوق و مواردى چون خوددارى از پرداخت حقوق
[١] . نهجالبلاغه، خ ٧٣ و نامه ٥١ و ٦٢.
[٢] . همان، نامه ٦.
[٣] . همان، نامه ١.
[٤] . رك: نجفى، جواهرالكلام، ج ٤١، ص ٦٠١-٦٠٢.