فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٥٠ - مبحث هشتم انديشه آزادى در اسلام
تا آنجا كه مىتوانيد بهجا آوريد و اگر شما را از انجام كارى نهى مىكنم به مقدار ممكن اجتناب بورزيد.» [١]
اين حديث متضمن نكات برجسته و جالبى در زمينه انديشه آزادى در اسلام است:
الف - تأكيد بر حفظ آزادىها در قلمرو متروك دين و شريعت به عنوان عرصه «متروك» و رهاشده بر عهده انسان تا چه بگزيند «ما تركتكم».
ب - بيش از محدوده تعيينشده تكليف نبايد از دين انتظار سلب آزادى و ايجاد تكليف نمود «ذرونى».
ج - عدم امكان توسعه محدوديتها و سلب آزادىها و ايجاد تكاليف جديد.
د - نهى از درخواست تكاليف جديد فراتر از وحى حتى اگر اين درخواست از پيامبران باشد. اين نوع درخواستها ممكن است با سؤال «كثرة سؤالهم» و يا مراجعه مكرر «و اختلافهم على انبيائهم» به انبيا و صاحبنظران دينى باشد.
ه - انجام محدوديتهاى مقررشده نيز در حد امكان است هرگاه انجام اوامر و نواحى شرعى ممكن نشد، آزادى به انسان باز مىگردد و حتى در حدود و تكاليف نيز، آزادى انسان گسترش مىيابد «فأتوا منه ما استطعتم».
٣. ضرورتها، آزاديها را گسترش مىدهد [٢] : يكى از عوامل توسعه آزاديها و ايجاد محدوديت در تكاليف، ضرورتهاى فردى و يا اجتماعى است كه شخص را از انجام تكاليف معاف مىدارد و دامنه آزاديها را تا درون قوانين الزامآور توسعه مىبخشد.
٤. آزادى در اسلام به عنوان يك حق شناخته است و به همين لحاظ خود جزئى از قانون و مبنايى بر برخى از تكاليف محسوب مىشود. آزادى هر فرد، تكاليفى را بر ديگران الزام مىكند و افزون بر اين هر نوع آزادى فردى به عنوان يك حق، همواره تكليفى را نيز به همراه دارد.
هنگامى كه از آزادى به «حق» تعبير مىشود مفهوم آن چنين است كه شخص آن حق را دارد و يا شايسته احراز آن مىباشد و بر ديگرى لازم است آن را رعايت نمايد و هر نوع اقدام بر نفى آن، جرم تلقى مىشود. آن بخش از آزاديها كه «حقالله» تلقى مىگردد حتى توسط صاحب حق نيز قابل نقض نمىباشد، مانند نفى يا سلب آزادى انسان به
[١] . همان.
[٢] . قاعده «الضرورات توبيح المحذورات».