فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٤٩ - مبحث هشتم انديشه آزادى در اسلام
قلمرو آزاد زندگى انسان قرار داده است.
در نصوص اسلامى (سنت) چهره مثبت آزادى نيز تحت عنوان «حرّيت» مد نظر قرار گرفته و بر آن تأكيد فراوان شده است. در مباحث گذشته با بخشى از اين نصوص آشنا شديم.
كليه محدوديتهاى قانونى در اسلام بر اساس مصالح فرد و جامعه استوار است و قلمرو آزاد در شريعت اسلام بسى فراتر و فراختر از محدوديتهاى الزامآور وجوبى و تحريمى مىباشد.
در تجزيه و تحليل آزادى در انديشه اسلام توجه به نكات زير ضرورى است:
[١] . اصل اباحه١: جز اندكى از فقها، اكثريت فقهاى مذاهب اسلامى اصل اباحه را مسلم تلقى نمودهاند. و همچنين اصول و قواعد فقهى ديگرى كه به طور مستقيم مانند:
قاعده نفى حرج و نفى ضرر و يا به طور غيرمستقيم مانند: اصل صحت، آزاديها را تضمين مىنمايد. اين بحث را در فصل جداگانهاى در مباحث آينده پى خواهيم گرفت.
[٢] . آزادى در مالانص فيه: تكاليف الزامى در اسلام كه در اصطلاح قرآنى از آن به «حدود الهى٢» تعبير شده است، كاملاً مشخص و غيرقابل توسعه است در حالى كه قلمرو خارج از محدوده تكاليف، دايماً در حال گسترش مىباشد و قرآن و سنت بر محدوديت الزامات شرعى و نامحدود بودن آزاديها تأكيد دارند.
نفى آزاديها با توسعه الزامات شرعى نوعى تعدى به حدود الهى است كه در قرآن، به طور صريح از آن منع شده [٣] و در سنت از آن به بدعت ياد گرديده است.
در حديثى از پيامبر (ص) چنين آمده است:
«در كار وحى دخالت نكنيد و امورى را كه تكليفى بر شما تعيين نشده رها نماييد.
امتهاى گذشته به اين دليل به هلاكت رسيدند كه با سؤالهاى خود در حوزه آزاد و درگيرى با انبيايشان كار را بر خود دشوار ساختند. هنگامى كه شما را بر كارى امر مىكنم
[١] . مفهوم اصل اباحه آن است كه هر عملى كه امر يا نهى شرعى در مورد آن احراز نگرديده براى انسان آزادو مباح مىباشد.
[٢] . (تِلْكَ حُدُودُ الله فَلاٰ تَعْتَدُوهٰا وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ الله). بقره، آيه ٢٢٩.
[٣] . «ذرونى ما تركتكم فانما هلك من كان قبلكم بكرة سؤالهم و اختلافهم على انبيائهم فاذا امرتكم بشىء فأتوا منه، ما استطعتم و اذا نهيتكم عن شىء فدعوه». ابن حزم، المحلى، ج ١، ص ٦٢.