فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٤٤ - مبحث هفتم آزاديهاى سياسى
مطلقه يك حاكم خوب نيز ممكن است نيكى، شادى و دوستى فراوان وجود داشته باشد» [١] لكن آزادى را در آن مىبيند كه قوانين و نهادها با توجه به خطر حاكمان بد ايجاد شود نه حاكمان خوب و اين آرمان در حكومت انتخابى ميسر است. [٢]
سرنوشت حكومت انتخابى را در تحليل ديويد هلد چنين مىيابيم: خطر بنيادين اول كه از حكومت انتخابى به وجود مىآيد گرايش به خودسرى و حاكميت ستمگرانه اكثريت و دوم انتقال تدريجى حاكميت اكثريت به حاكميت كارگزاران دولت و هر دو نكته از زمان افلاطون تا شومپتر در نظريه سياسى شناخته شدهاند. [٣]
١١. برخى بر اين تصورند كه آزادى به عنوان يك مقوله سياسى، برآمده از عنوان «اصالت فرد» در جامعهشناسى است و نزاع قديمى اصالت فرد و اصالت جمع از تقابل دو نظريه افلاطون و ارسطو پا گرفته است و امروز نيز تقابل اين دو نظريه، متفكران را به دو سوى متفاوت قانونمدارى و ليبراليزم كشانده است [٤] نظريه اصالت فرد در قرنهاى هفدهم و هيجدهم (م)، منشأ بروز مكتب حقوق طبيعى گرديد و بر اين اساس، حقوق عمومى و آزاديها از قلمرو مسائل جامعه خارج شد و به عنوان عامل پشت پرده و مبناى تفكر اجتماعى تلقى گرديد.
در انديشه اصالت فرد بجز حقوق ذاتى افراد حقوق ديگرى تحت عنوان حقوق اجتماعى وجود ندارد و اگر حقوقى در قوانين پيشبينى شود كلاً به حقوق ذاتى و اساس افراد متعلق مىباشد.
نظريه حقوق طبيعى هرچند قادر به توجيه و تفسير همه حقوق فردى و اجتماعى نيست لكن بر غيرقابل سلب بودن حقوقى مانند حق حيات، آزادى و مالكيت اصرار مىورزد.
آيا امكان آشتى قانون كه بر اصالت جمع استوار است با آزادى كه بر اصالت فرد متكى است وجود دارد؟ به نظر چنين مىرسد كه اين آشتى تابع همگرايى و عدم همگرايى دو اصل: اصالت جمع و اصالت فرد است. اگر اين دومى ممكن نيست اولى نيز
[١] . رك: جان استوارت ميل به نقل از كارل پوپر در جامعه باز و دشمنانش، ج ٢، ص ٢٦٦، چ خوارزمى.
[٢] . همان.
[٣] . ديويد هلد، پيشين، ص ٣٧٥.
[٤] . رك: دكتر محمد كامل، النظم السياسيه، ص ١٥٢.