فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢١٨ - مبحث چهارم ارزيابى بيانيه جهانى حقوق بشر
گنجاندن چنين مباحثى به معنى استدلال، توصيه و تأكيد بر يك سلسله مسائل اخلاقى و امثال آن تلقى مىگردد.
٢. ارزيابى مفاد اعلاميه جهانى حقوق بشر
مفاد اعلاميه جهانى حقوق بشر را مىتوان به گونه زير تقسيمبندى نمود:
الف - حقوق مدنى و سياسى كه در مواد ٣ تا ٢١ به طور مشروح بيان شده است.
ب - حقوق اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى كه در مواد ٢٢ تا ٢٧ بدان پرداخته شده است.
ج - ارائه نظامى كه در آن تحقق حقوق بشر امكانپذير باشد و اين قسمت شامل مواد ٢٨ تا ٣٠ مىباشد.
د - زمينههاى فلسفى بيانيه و تسرى مفاد آن به تمامى كشورها و قلمروها صرفنظر از نظام حقوقى آنها كه در ماده ١ و ٢ تشريح شده است.
صرفنظر از مناقشات شكلى و نقد قالبى از نظر الزامآور بودن اعلاميه جهانى حقوق بشر در بررسى محتوايى آن به نكاتى بر مىخوريم كه در ارزيابى آن حايز اهميت مىباشد و اين نكات عبارتند از:
١. بخشهايى از اعلاميه شامل مبانى فلسفى و زمينههاى عقلى و غيرحقوقى است كه آنها را نمىتوان با ديد حقوقى ارزيابى و در يك متن حقوقى مورد استناد قرار داد.
هرچند مباحث حقوقى و مقولههاى آن در اساس و مبنا به يك سلسله مبانى فلسفى، عقلانى، تاريخى، جامعهشناختى، سياسى، اخلاقى و اجتماعى مستند مىباشد و از همه يا بخشى از آن مبانى سرچشمه مىگيرند و بدون بررسى آن عوامل شكلگيرى قواعد حقوقى قابل تجزيه و تحليل نمىباشد و به عبارت روشنتر، بنياد هيچ قاعده حقوقى جدا از اين عوامل نيست لكن در يك سند صرفاً حقوقى نمىتوان به اين عوامل حتى بنيادهاى فلسفى و تاريخى آن پرداخت و استناد جست. گنجاندن چنين مباحثى به معنى آن است كه سند، حاوى يك بحث نظرى و استدلالى است.
بنابراين در اعلاميه جهانى حقوق بشر يا مىبايست از آوردن مبانى فلسفى و ريشههاى طبيعى اصولى مانند: برابرى، آزادى و حق حيات خوددارى به عمل مىآمد و