فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٥٩ - فصل دوم مبناى مشروعيت در انديشه خلافت
فصل دوم مبناى مشروعيت در انديشه خلافت
نظريه خلافت از پيامبر با انتخاب امت از ويژگيهاى كلامى اهل سنت محسوب مىشود.
لكن در تفسير و توجيه كلامى و فقهى اين نظريه بويژه در مورد شرايط لازم براى احراز مشروعيت اختلاف نظر بسيارى در آراء دانشمندان و فقهاى اهل سنت ديده مىشود.
برخى از آنان پس از نقل اين نظريه كه: اهل سنت در خلافت معتقدند هر شخص قرشى كه با وى بيعت شود خلافت و امامت او محرز و منعقد مىگردد و بايد همه آحاد امت از او اطاعت نمايند هرچند كه وضعيت او نامعلوم و شخصيت واقعى او از ديدگاه مردم پنهان باشد و با اين حال حتى اگر در واقع با فسق، كفر و نفاق متصف باشد، چنين كسى ولى امر و واجب الطاعه محسوب خواهد شد» [١] آن را نادرست خوانده و نظريه اهل سنت را به گونهاى تقرير نمودهاند كه جز آن، مفهوم نمىگردد.
نظريات كلامى و فقهى ابن تيميه هر چند در زمان خود نيز مورد انتقادهاى سخت قرار گرفت و بارها موجب زندانى شدن وى توسط فقهاى ديگر مذاهب اهل سنت
[١] . «و اما قوله عنهم: كل من بايع قرشيأ انعقدت امامته و وجبت طاعته على جمع الخلق اذا كان مستورالحال و ان كان على غاية الفسق و الكفر و النفاق فجوابه...». رك: ابن تيميه، منهاج السنه، ج ٢، ص ٨٦.