فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٥٥ - مبحث دوم خلافت و امامت امت
ناگزير از نفى رسالت نيز بودند زيرا رسول نيز به نوبه خود مجرى، حاكم، نظام مدار، واسطه بين خدا و خلق و در ميان امت به امر خدا حكم مىراند. [١] تفسير فلسفه انتظار به انديشه نفى دولت در عصر غيبت نيز انحرافى است كه اخيراً دامنگير انديشه برخى از منصوبين به تشيع شده است. [٢]
مبحث دوم: خلافت و امامت امت
معمولاً در مرزبندى نظريات عمده در دولت اسلامى براى تمايز دو نظريه مهم شيعه و اهل سنت، نظريه اول را تحت عنوان امامت و نظريه دوم را با عنوان خلافت مطرح مىكنند، در حالى كه هر دو اصطلاح در هر دو نظريه توسط طرفين بكار برده مىشود.
بسيارى از بزرگان اهل سنت مانند: ابن حزم، غزالى، ابن تيميه و ابن خلدون، ضمن تعبير به خلافت از عنوان امامت نيز استفاده مىكنند و از آنجا كه امامت از ديدگاه اهل سنت در معانى محدودتر نيز بكار مىرود از خلافت به امامت عظمى تعبير مىنمايند [٣] و همچنين متكلمان و فقهاى شيعه در كنار امامت مسأله خلافت از رسول را عنوانى قابل توجه مىشمارند و با وجود اين به دلايل ماهوى شيعه عنوان امامت را ترجيح مىدهند و در ميان اهل سنت نيز خلافت مشهورتر از امامت مىباشد.
يك پارچه كردن نظريه اهل سنت در خلافت همانند نظريه واحد شيعه مانند يكسان جلوه دادن نظريه شيعه در عصر غيبت خطاست. اختلاف در مسأله خلافت در ميان علماى اهل سنت تا آنجا است كه بسيارى، كلامى بودن مسأله خلافت را به دليل اختلافى بودن آن نفى نموده و آن را شاخص مذهب سنى ندانستهاند و چون تفتازانى در شرح المقاصد، مسأله خلافت را از فروع و مباحث فقهى شمردهاند. [٤]
[١] . خوارج در طول تاريخ به دستهجات متعددى منشعب شدند كه فقط شيعه نجديه، معتقد به عدم لزومامام باقى ماندند. رك: ابن حزم، الفصل فى الملل والاهواء، ج ٤، ص ٨٧.
[٢] . رك: همين قلم، پيشين، ص ١٧٥ و ١٩٠.
[٣] . رك: ابن حزم، پيشين، و ابن تيميه، السياسة الشرعيه، ص ١٦١ و ابن خلدون، المقدمه، ص ١٨٩.
[٤] . رك: ظافر القاسيمى، نظام الحكم فى الشريعة والتاريخ الاسلامى، ج ١، ص ٢٩٥-٢٩٦.