فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٤٨ - ب - حق آزادى
را بكار برده بجاى تأكيد بر حرّيت و آزادى، مانع آزادى را كه «اكراه» است نفى اكيد نموده است. (لا [١] ٦ [٤] ٨; إِكْرٰاهَ فِي اَلدِّينِ) و فلسفه بعثت انبيا را گشودن قيد و بندهاى اسارت از زندگى انسانها معرفى كرده است. (وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ اَلْأَغْلاٰلَ اَلَّتِي كٰانَتْ عَلَيْهِمْ) [٢] .
آزادى در نصوص ديگر اسلامى نيز چنين ترسيم شده است:
[٣] ">«لا تكن عبد غيرك، و قد جعلك الله حراً».
٣انسان آزاد آفريده شده، نبايد با قبول بردگى ديگران اين موهبت بزرگ را از دست بدهد.
با جمله رساتر و عامتر چنين بيان شده است:
«الناس كلهم احرار»٤
همه انسانها آزاد خلق شده و در هر حال آزادند.
بى گمان آزادى انسان مىتواند شامل آزادى فرد در برابر ديگران و آزادى در برابر خدا و آزادى در برابر جامعه و هر نوع عامل محدود كننده باشد. لكن در تمامى اين عرصهها وجود تكليف، ناگزير آزادى را در شكل توأم با مسؤوليت مطرح مىنمايد و آزادى مطلق هيچگاه متصوّر، معقول، منطقى و عملاً وجود خارجى نخواهد داشت.
آزادى فردى عرصههاى گوناگونى را شامل مىگردد كه از آن جمله مىتوان به موارد زير اشاره كرد:
١. آزادى فرد، در درون خود آگاه و ضمير و وجدان.
٢. آزادى فرد در عرصه انديشه و توليدات فكرى.
٣. آزادى فرد در عقيده، وابستگىهاى فكرى و عاطفى.
٤. آزادى فرد در گرايشها و فعاليتهاى سياسى.
٥. آزادى فرد در اظهار و بيان عواطف، انديشه و اعتقادات.
٦. آزادى فرد در فعاليتهاى اقتصادى و اجتماعى و فرهنگى.
٧. آزادى فرد در انتخاب در عرصههاى آزاد.
مفهوم حق عمومى بودن (آزادى) آن است كه ديگران بايد براى اين حق فردى در مورد هر فرد احترام قائل شده و از هر گونه تعرض به آنها خوددارى نمايند و عرصه را
[١] . بقره، آيه ٢٥٦.
[٢] . اعراف، آيه ١٥٧. رك: همين قلم، پيشين، ج ١، ص ٥٥٢، چ اول.
[٣] . نهج البلاغه، نامه ٣١.
[٤] . رك: وسائل الشيعه، ج ٣، ص ٢٤٣.