فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٤٧ - ب - حق آزادى
داشته باشد مانند محروميت افراد خلافكار از حق امنيت در انجام كار خلاف.
حق برخوردارى از امنيت هر چند بهظاهر يك نوع حق محسوب مىشود ولى در واقع در عرصههاى مختلف زندگى فردى و اجتماعى، معانى، مصاديق و اشكال متعددى پيدا مىكند كه هر كدام مىتوانند جداگانه مورد بررسى قرار گيرند. [١]
امنيت به معنى يك حق عمومى به گونههاى مختلف قابل تعريف است:
١. امنيت به معنى مصونيت فرد در برابر تعرض ديگران به حقوق وى.
٢. امنيت به معنى نوعى احساس آرامش در برابر خطرات احتمالى كه حقوق شخص را مورد تهديد احتمالى قرار مىدهد.
٣. امنيت به معنى امكان رسيدن هر فرد به حقوق حقه خود، با توجه به تفاوتهايى كه اين تعاريف در مقايسه با يكديگر دارند مىتوان امنيت را به مفهوم جامع اين معانى تفسير نمود و امنيت همه جانبه را از حقوق عمومى به شمار آورد. در حقيقت، امنيت فردى، روى ديگر آزادى فردى است و امنيت به معنى حفظ آزاديها است و آزادى به معنى امنيت فرد در عرصههايى است كه مشمول آزادى فردى است.
آزادى فرد در زمينه فكر، توليدات فكرى، عقيده، عمل سياسى، رفتار اجتماعى، فعاليت اقتصادى و غيره، امنيت فرد در اين عرصهها را مىطلبد و امنيت فرد در اين عرصهها، آزادى او را تحقق عينى مىبخشد.
ب - حق آزادى
آزادى چه به مفهوم فلسفى يعنى «اختيار» و چه به مفهوم حقوقى و سياسى به معنى حق انتخاب از بزرگترين مواهب فطرى و خدادادى انسان است و به دليل تلازم آن با مسؤوليت در حقيقت ملاك اصلى كرامت انسان مىباشد.
شعرا، نويسندگان، فلاسفه، حقوقدانان، صاحبان انديشه سياسى هر كدام به نوبه خود اين هماى دور از دست را ستوده و به گونهاى تعريف كردهاند. قرآن و نصوص اسلامى نيز با منطق خاص از اين موهبت بزرگ به عظمت ياد كردهاند، قرآن بهترين تعبير
[١] . مانند امنيت جانى، مالى، مسكن، شغل، عرضى، قضائى، سياسى و نظاير آن كه بحثهاى مطولى را مىطلبد.