فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٣٨ - ه - اراضى باير
مقررات محدود كننده و وضع عوارض و غيره از طريق احكام حكومتى امكانپذير مىباشد.
ه - اراضى باير [١]
هر كس مىتواند از طريق حيازت، زمينهاى باير را تصرف و مورد استفاده قرار دهد.
زمينهاى باير پس از حيازت و عمران به ملكيت شخص در مىآيد و حيازت بدون عمران صرفاً موجب حق اولويت مىگردد.
در مورد تملك اراضى باير توسط آحاد مسلمانان، در ميان فقها دو نظريه عمده ديده مىشود:
١. حق عمومى در كسب اولويت با حيازت و كسب تملك با عمران زمينهاى باير: بر اساس اين نظريه حيازت كننده نيازى به كسب اجازه از كسى را ندارد و با دو عمل حيازت و عمران، اثر اولويت و ملكيت براى عموم قابل استحصال است.
[٢] . حق عمومى در كسب اولويت و حق بهره بردارى از اراضى موات بدون حق تملك و بر اساس اين نظريه مالكيت زمينهاى باير با دولت امامت است. از فقهاى قدما، شيخ طوسى٢ و از متأخران، بحر العلوم [٣] به اين نظريه تأكيد نمودهاند.
منشأ اختلاف نظر در تملك اراضى باير، تعبيرات مختلفى است كه در نصوص ديده مىشود از آن جمله است: [٤]
الف - «من احيى ارضا مواتاً فهى له».
ب - «ايما قوم احيوا شيئاً من الارض او عمروها فهم احق بها».
ج - «من احيى ارضاً فهى له باذن الامام».
د - «من احيى ارضاً من المسلمين فليؤد خراجها الى الامام».
تعبير اول و دوم، مؤيد نظريه اول و تعبير سوم و چهارم مستند نظريه دوم مىباشد. [٥]
[١] . منظور از زمينهاى باير، زمينهايى است كه از ابتدا باير بوده و آباد نشده است. اما زمينهايى كه آباد شده و سپس به مرور زمان باير گرديد، بخشى از انفال و اموال امام (دولت) به شمار مىآيد.
[٢] . رك: جواهر الكلام، پيشين.
[٣] . همان.
[٤] . رك: وسائل الشيعه، ج ١٧، ص ٣٢٧.
[٥] . براى مطالعه روايات مختلف رك: آية الله خويى، الاراضى، ص ٧-١٠.