جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ٨٤٣ - فصل سوم در احكام اقرار كردن
باشد. و اگر اقرار كند به درهمىو نصفى بعضى از مجتهدين مىگويند كه: نصف راجع به درهم مىشود[١].
نهم: ابهام بهكذا، پس اگر گويد: «لَهُ عَلَيَّ كَذا» مثل آن است كه بگويد: «لَهُ عَلَيّ شيء» پس اگر بگويد: «له عليّ كَذا دِرْهَمٌ» به رفع يا نصب يا جرّ اقرب آن [١] است كه مراد واحد است چه رفع به بدليّت است و نصب به تمييز و جرّ به اضافه و در جرّ بعض درهم نيز احتمال دارد. و بعضى گفتهاند كه: در نصب احتمال بيست دارد و در جرّ احتمال صد دارد چه اقلّ عددى كه مميّز در آن مجرور است صد است. و اگر «كَذا كَذا دِرْهَمٌ باشد مثل اوّل است در حالت نصب و جرّ. و بعضى برآنند كه در نصب احتمال يازده دارد، و اگر با حرف عطف باشد در حالت نصب بيست و يك است[٢].
) دهم: ابهام بهعطف و مانند آن، چون: «لَهُ عَلَىَّ دِرْهَمٌ وَدِرْهمٌ وَدِرْهمٌ» چه احتمال دارد كه مراد سه درهم باشد، و اگر گويد كه: مراد به ثالث تأكيد ثانى است صحيح است و اگر گويد: مراد به ثانى تأكيد اوّل است صحيح نيست. [٢]
يازدهم: ابهام به ظرفيّت و مانند آن، چون: «لَهُ زَيْتٌ فيْ جُرةٍ اوْ سَمْنٌ فيْ عَكَةٍ اوْ قُماشٌ فيْ عَيْبَةٍ اوْ الْفٌ فيْ صُنْدُوْقٍ» ظرف داخل نيست. وبعضى از مجتهدين [٣] گفتهاند كه: هرچه بىظرفنمىباشد اقرار بهآن اقرار بهظرف آناست، واقراربهچاروا اقراربهزين
______________________________
[١]-
اولى و احوط اقتصار در اين صور است به قدر متيقّن الّا با علم به قصد. (تويسركانى)
* معلوم نيست، پس اقرب آن است كه با ظاهر نبودن لفظ در چيزى اقتصار به قدر متيقّن نمايند و چنين است حرف عطف در حالت نصب. (صدر)
[٢] معلوم نيست. (صدر)
[٣] اين قول احوط است از براى مقرّ. (تويسركانى)
[١] علّامه حلّى، تذكره ٢: ١٥٤ و قواعد ٢: ٤٢٢. محقّق ثانى، جامع المقاصد ٩: ٢٦٤ و ٢٦٥. شهيدثانى، مسالك ١١: ٤٤.
[٢] شيخ طوسى، مبسوط ٣: ١٣ و خلاف ٣: ٣٦٥، مسأله ٨ و ٩ و ١٠ و ١١. ابن حمزه، غنيه: ٢٧٣. علّامه حلّى، ارشاد ١: ٤١٠.