جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ٦٧٥ - فصل نهم در بيان آنكه در چند موضع نكاح فسخ مىشود
بيست و چهارم آنكه: مخرج بول و حيض يا مخرج بول و غايط زن يكى بود، چه در اين حالت مرد فسخ نكاح او مىتواند كرد.
بيست و پنجم آنكه: هريك از زن و شوهر خنثى [١] باشد چه در اين صورت بعضى از مجتهدين گفتهاند كه فسخ نكاح مىتوانند كرد[١].
بيست و ششم [٢] آنكه: هر گاه كنيزى آزاد شود و شوهر او غلام باشد در اين صورت آن كنيز اختيار فسخ نكاح خود دارد. مگر در يك صورت كه فسخ نمىتواند كرد و آن در وقتى است كه شخصى صد درهم نقد و كنيزى كه قيمت او نيز صد درهم باشد داشته باشد و او را به صد درهم به ديگرى عقد كرده باشد و در حال مرض موت او را آزاد كند، چه در اين صورت كنيز را فسخ نكاح نمىرسد زيرا كه او آزاد نمىشود كه فسخ نكاح خود تواند كرد، بهواسطه آنكه قيمت آن كنيز زياده از ثلث [٣] مال آن شخص است و وصيّت در ثلث اعتبار دارد.
بيست و هفتم [٤]: خواستن دختر برادر و دختر خواهر زنى را بدون اذن عمّه و خاله ايشان كسى را كه عمّه و خاله ايشان را نكاح كرده باشد، چه در اين صورت عمّه و خاله فسخ نكاح خود مىتوانند كرد. [٥]
______________________________
[١]-
خنثى اگر مشكل باشد نكاح باطل است و اگر مشكل نباشد موجب فسخ بودن آن معلومنيست.
(يزدى)
[٢] محلّ تأمّل است. (تويسركانى)
[٣] اين در صورتىاستكه آزادى قبل ازدخول باشد و منجّزات مريض را از ثلث بدانيم و امّا اگربعد ازدخولباشد پس مهررا مولى مستحقّ شدهاست وقيمت به قدر ثلثاست و اگر از اصل بدانيم منجّزات را كما هو الاقوى نيز مانعى ندارد، بلى هرگاه وصيت كند به آزادى او از ثلث است قطعاً ولكن مع ذلك مبنى است بر اينكه فسخ قبل از دخول موجب سقوط مهر باشد و آن خالى از اشكال نيست چون مهر مال سيّد است و فاسخ كنيز است. (نخجوانى، يزدى)
[٤] مشكل است. (تويسركانى)
[٥] اظهر عدم جواز فسخ عقد خودشان است، بلى صحّت عقد دختر برادر و خواهر موقوف ف-
[١] شيخ طوسى، مبسوط ٤: ٢٦٣ و ٢٦٦. قطب الدين كيدرى، اصباح الشيعه: ٤١٦.