جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ٤٠٦ - فصل ششم در صلح كردن با كفار
او سوارى كنند هريك را سهمى دهد، آنگاه يك سهم اسب را ميان ايشان قسمت نمايد.
و اگر اسب شخصى پيش از آخر شدن جنگ و جمع كردن غنيمت بميرد يا كشته شود حصّه ندارد. و اگر شخصى بعد از جمع كردن غنيمت بميرد سهمش تعلّق به ورثه او دارد.
و سنّت است كه قسمت غنيمت در ديار كفّار واقع شود، و تأخير قسمت بىعذر مكروه است. و سنّت است كه امام در قسمت ابتدا به جماعتى كند كه نزديك به حضرت رسالت پناه ٦ باشند [١] و اگر در نزديكى مساوى باشند ابتدا به جماعتى كند كه پيش از همه به جنگ رفته باشد، و اگر در آن مساوى باشند ابتدا بهجماعتى كند كه سنّ ايشان زياده باشد، و بعد از ايشان انصار را مقدّم بدارد، و بعد از آن عرب را، و بعد از آن عجم را. و امام را مىرسد كه جهت خود آنچه خواهد جدا كند چون كنيزكان خوب و متاعهاى نفيس كه تعلّق به پادشاهان داشته باشد.
قسم دوم: آنچه قابل نقل و تحويل نباشد، چون شهرها و دهكدهها و زمينها و خانهها و آنچه بدينها ماند كه به قهر و غلبه گرفته باشند و در وقت جنگ آبادان باشد بعد از اخراج خمس از آنها يا از حاصل آنها، مابقى تعلّق به مسلمانان دارد و مخصوص به جهادكنندهگان نيست و متولّىِ آن امام يا نايب او است كه حاصل آن را صرف مصالح مسلمانان نمايد، چون حفظ سرحدها و بستن پلها و معونت جهادكنندگان و مايحتاج عاملان شهرها و قاضيان ولايتها و مؤذّنان و آنچه بدينها ماند. و فروختن و وقف نمودن و هبه كردن اينها جايز نيست.
و آنچه از اينها در وقت جنگ خراب باشد يا بىجنگ بهدست آيد مخصوص به امام است و لشكرى را در آن دخلى نيست، و آنچه بهدست لشكرى افتد كه بىاذن امام به جنگ رفته باشد آن نيز تعلّق به امام دارد.
قسم سوم: اسيرانىاند كه در جنگگاه بهدست افتند و اطفال و زنان ايشان بهمجرّد اسير گشتن ملك آنانى مىشوند كه ايشان را گرفته باشند [٢] و كُشتن ايشان جايز نيست.
امّا مردان بالغ ايشان اگر در وقت جنگ بهدست افتند، امام مخيّر است ميانه كشتن ايشان
______________________________
[١]-
در نسب. (دهكردى، نخجوانى، يزدى)
[٢] مثل ساير منقولات مشترك است ما بين همه مقاتلين. (يزدى)