جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ٤٠٤ - فصل ششم در صلح كردن با كفار
و هر گاه امام با كفّار صُلح كند بر او واجب است كه ايشان را و اموال ايشان را نگاه دارد، و هرشرط مشروعى كه در صلح واقع شود وفا به آن كند.
و اگر امام بعد از آنكه با كفّار صلح كرده باشد بميرد برامامى كه بعد از او است لازم است كه وفا به شرط او نمايد.
و هر گاه كافران كارى كنند كه منافى صلح باشد، صلح باطل مىشود، و همچنين هر گاه بعضى از ايشان كارى كنند كه منافى صلح باشد و جماعت ديگر برصلح قائم باشند، صلح نسبت بهجماعت اوّل باطل است.
و هر گاه برامام ظاهر شود كه كفّار صلح را برهم خواهند زد يا از ايشان خيانتى ظاهر خواهد شد، جايز است كه صلح را برطرف كند به شرطى كه مجرّد گمان نباشد، بلكه ظنّ او غالب باشد.
و هر گاه ميانه كفّارى كه امام با ايشان صلح كرده باشد نزاع واقع شود و دعوى خود را به امام رفع نمايند لازم است برامام به طريق اسلام ميانه ايشان حكم كند. و اگر يهودان و نصارى دعوىِ خود را به امام رفع نمايند، مخيّر است كه ميانه ايشان به طريق اسلام حكم كند، يا از ايشان اعراض نمايد و جواب ايشان ندهد.
فصل هفتم در بيان غنيمت و احكام آن
و كيفيّت قسمت آن ميانه جهادكنندگان
بدانكه غنيمت مالى است كه جهادكنندهگان برسبيل قهر و غلبه گرفته باشند و آن بر سه قسم است:
قسم اوّل آنكه: قابل نقل و تحويل باشد، چون اثاث البيت و آنچه بدان ماند. امّا رخت پوشيدنى و عمامه و سلاح- چون شمشير و نيزه و زره و سپر و اسبى كه در معركه براو سوار باشند يا در دست داشته باشند- به كسانى تعلّق دارد كه ايشان را كشته باشند.
و آيا انگشترى و ميان بند و هميان[١] كفّار تعلّق به كشندهگان ايشان دارد يا نه؟ ميانه مجتهدين
[١] كيسهاى باشد طولانى كه بر كمر بندند.