جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ٩٥٤ - فصل اول در بيان آنچه موجب خونبها مىشود
پنجم: هر گاه دو كس سبب شوند و يكى سابق [١] باشد آن سابق ضامن خونبهاست، مثل آنكه سنگى برجايى بگذارد و ديگرى چاهى بكند پس پاى كسى برسنگ خورد و در چاه افتد سابق ضامن است، و اگر يكى از ايشان در ملك خود سنگ گذاشته يا چاه كنده باشد ضامن خونبها نيست.
ششم: طبيب ضامن خونبهاست از مال خود آنچه را از نفس يا عضو به علاج تلف كند و اگرچه احتياط كرده باشد و بيمار نيز اذن داده باشد، و بعضى از مجتهدين گفتهاند كه: اگر طبيب سعى تمام كرده باشد و حاذق باشد ضامن خونبها نيست[١]. و اگر بيمار پيش از مردن ابراى ذمّه طبيب كند آيا خونبها ساقط مىشود؟ مجتهدين را در اين دو قول است. [٢]
هفتم: كسى كه خواب آلوده باشد و كسى را بكشد يا عضو كسى را تلف كند عاقله او ضامن خونبهاست. [٣] و بعضى از مجتهدين برآنند كه او خود ضامن خونبهاست از مال خود[٢].
) هشتم: بردارنده متاع هر گاه بركسى بخورد و بكشد يا عضو او را تلف كند ضامن است از مال خود. [٤]
نهم: كسى كه زن خود را به نوعى در بغل گيرد يا جماع كند كه بميرد ضامن خونبهاى اوست از مال خود.
______________________________
[١]-
يعنى سابق در تسبيب نه در احداث. (يزدى)
[٢] قول به سقوط اقوى است. (تويسركانى)
* اظهر سقوط است، بلكه بعيد نيست عدم ضمانت در صورت اذن در علاج با حذاقت، هر چند طلب برائت نكند. (يزدى)
[٣] در غير دايه و در دايه تفصيل است ما بين اينكه به جهت فقر باشد دايه شدن او پس بر عاقلهاست، يا به جهت عزّت و فخر باشد پس بر خود او است. (يزدى)
[٤] خالى از اشكال نيست و مراعات احتياط مطلوب است. (تويسركانى)
[١] ابن ادريس، سرائر ٣: ٣٧٣.
[٢] شيخمفيد، مقنعه: ٧٤٧. شيخطوسى، نهايه ٣: ٤١١. يحيىبنسعيدحلّى، جامع شرايع: ٥٨٣.