جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ٩٢٤ - فصل ششم در بيان قسم سيزدهم و چهاردهم اقسام حدود
يازدهم: حدّ كسى كه فروختن شراب را حلال داند و توبه نكند.
دوازدهم: حدّ كسىكه محرّمات اجماعى را حلال داند هرگاه پدر او مسلمان باشد.
سيزدهم: حدّ كسى كه [١] به كشتن كسى آيد و گريختن او ممكن نباشد.
چهاردهم: حدّ كسىكه به قصد بردن مال كسى آيد و به غير از كشتن دفع او ممكن نباشد.
پانزدهم: حدّ كسى كه حضرت پيغمبر و اميرالمؤمنين و ائمّه معصومين- صلواتاللَّه عليهم اجمعين- را سبّ كند، چه او را بايد كشت و اگرچه بىاذن امام باشد مادامى كه متضمّن فتنه نباشد.
شانزدهم: حدّ كسى كه دعوى پيغمبرى كند و شكّ در نبوّت حضرت پيغمبر ٦ داشته باشد.
هفدهم: حدّ كسى كه تصديق نمايد دعوى آن كسى را كه دعوى پيغمبرى كند.
هجدهم: حدّ مسلمانى كه ساحر باشد و سحر كند.
نوزدهم: حدّ كسى كه [٢] با زن شخصى زنا كند، چه شوهر را كشتن او جايز است ودر اين كشتن كفّاره براو لازم نيست، امّا اگر به حسب شرع زناى او را ثابت نسازد قصاص براو لازم است.
بيستم: حدّ مرتدّ فطرى، يعنى مردى كه پدر او مسلمان باشد و او كافر گردد.
بيست و يكم: حدّ مرتدّ ملّى، يعنى مردى كه پدر او كافر باشد و او مسلمان شود و بعد از اسلام كافر گردد، چه او را توبه بايد فرمود و تا سه روز مهلت بايد داد، پس اگر مسلمان نشود او را بايد كشت. و اگر اين چنين شخصى سه مرتبه توبه كند و باز كافر شود در مرتبه چهارم او را بايد كشت. و مرتدّ شدن يا بهقول است چون گفتن چيزى كه دلالت بركفر او كند، يا بهفعل است چون سجده كردن بت و در نجاست انداختن مصحف بهقصد استهزا و استخفاف. و شروط مرتدّ ملّى و فطرى چهار است: اوّل آنكه: بالغ باشد، چه اگر طفلى مرتدّ شود تعزيرش مىكنند. دوم آنكه: عاقل باشد، چه مرتدّ شدن ديوانه را
______________________________
[١]
اين از باب دفاع است نه حدّ و همچنين چهاردهم. (يزدى)
[٢] حدّ بودن اين نيز معلوم نيست. (يزدى)