جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ٦٢١ - فصل اول در بيان مقدمات نكاح
چهاردهم: نكاح كردن زنى كه سفيه يا احمق باشد.
پانزدهم: نكاح كردن زنان فاحشه. و بعضى از مجتهدين اين را حرام مىدانند هرگاه توبه ظاهر نكرده باشد[١].
شانزدهم: نكاح كردن زنان ديوانه و سليطه و حسود و بدخلق و عقيم.
هفدهم: زنى را كه اراده نكاح او داشته باشد صريح گفتن كه جماعى كه تو را راضى كند در نزد من است، يا به كنايه گفتن كه من بسيار جمّاعم.
هجدهم: عقد كردن زنى كه او را زايانيده يا تربيت كرده باشد. و بعضى از مجتهدين اين را حرام مىدانند.[٢] [١]
نوزدهم: نكاح كردن دخترِ زنى كه او را زايانيده يا تربيت كرده باشد.
بيستم: نكاح كردن [٢] دخترِ زنى كه پدرِ او آن زن را خواسته باشد، و بعد از آنكه او را طلاق داده باشد از شوهر ديگر بهم رسيده باشد.
بيست و يكم: نكاح كردن زنى كه با مادر او يك شوهر كرده باشد غير از پدر او.
بيست و دوم: نكاح كردن دختر بكر بىرخصت [٣] پدر او.
بيست و سوم: نكاح كردن [٤] خواهرِ زنى كه او را طلاق باين داده باشد فى الحال برقول بعضى از مجتهدين[٣].
______________________________
[١]
حرمت اين معلوم نيست. (تويسركانى)
[٢] احوط منع است. (تويسركانى)
[٣] احتياط به رخصت گرفتن ترك نشود، چنانچه گذشت. (دهكردى، يزدى)
* البتّه ترك نمايند. (صدر)
* گذشت كه احتياط در اذن گرفتن است. (نخجوانى)
[٤] احوط منع است. (تويسركانى)
* گذشت كه احوط ترك است. (صدر)
[١] حلبى، كافى: ٢٨٦.
[٢] شيخ مفيد، مقنع: ٣٢٦.
[٣] شهيد اوّل، لمعه: ١٧٩. شهيد ثانى، مسالك ٧: ٣٥١ وروضه ٥: ٢١٠. محقّق، شرايع ٢: ٢٩٣.