جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ٤٠٧ - خاتمه در بيان امر به معروف و نهى از منكر
يا بريدن دست و پاى ايشان و گذاشتن كه خون از آن برود و بميرند، و اگر بعد از جنگ بهدست آيند و مسلمان شوند كشتن ايشان جايز نيست و امام مخيّر است ميان منّت نهادن و سردادن، و فديه گرفتن و آزاد كردن [و به بندگى نگاه داشتن][١].
خاتمه در بيان امر به معروف و نهى از منكر
بدانكه امر بهفعل نيكِ واجب (چون نماز واجب) واجب است، و بهفعل نيكِ سنّت (چون نماز سنّت) سنّت است. و نهى كردن از فعل منكر يعنى قبيح (چون زنا) واجب است، و نهى كردن از فعل مكروه سنّت است. و در اين هردو ثواب بسيار است.
و واجب بودن امر بهمعروف واجب و نهى از منكر اجماعى است، و هيچيك از مجتهدين را در وجوب اين هردو خلافى نيست.
امّا خلاف در آن است كه آيا وجوب اين به حسب عقل است يا به حسب شرع؟
اقوى قول دوم است. [١]
و نيز ميانه مجتهدين خلاف است كه آيا واجب كفائى است كه چون جمعى به آن قيام نمايند از ديگران ساقط مىشود، يا برهمهكس واجب است؟ تا آنكه قبول كند.
[بعضى بر اوّل رفتهاند، بعضى برثانى، به اين معنى كه هر گاه شخصى را امر بهمعروف و نهى از منكر كند و آن شخص قبول نكند بر ديگران نيز واجب است بجاى آوردن آن تا آنكه او قبول كند][٢] اقوى [٢] قول دوم است. [٣]
______________________________
[١]
در بعض از معاصى عقل نيز حاكم به وجوب است. (نخجوانى، يزدى)
[٢] اقوى اين است كه امر به معروف و نهى از منكر واجب كفائى است به اين معنى كه بر همه كس واجب است لكن تكليف از ديگران ساقط مىشود به اقدام نمودن بعض كه به اقدام آن غرض حاصل مىشود. (تويسركانى)
[٣] وجوب عينى بر همه كس مشكل است، بلى بر همه كس واجب است كفايتاً. (دهكردى، نخجوانى، يزدى)
[١] در بعضى از نسخهها نيست.
[٢] مقدارى كه ما بين علامت قرار گرفته است در برخى از نسخهها نيست.