جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ٣٣١ - مقصد چهارم احكام تقصير و احرام حج
و نيّت چنين كند كه: تقصير مىكنم در عمره تمتّع از براى آنكه واجب است تقرّب بهخدا. و مقارن نيّت به تقصير مشغول شود و چون تقصير بهفعل آورد جميع آنچه به احرام حرام شده بود حلال مىشود [١] و تقصير آخر افعال عمره است. و سنّت است [٢] كه تقصير در مروه واقع شود.
و مكروه است [٣] طواف خانه كعبه بعد از سعى و قبل از تقصير.
و واجب است كه بعد از تقصير به احرام حجّ اشتغال نمايد. و جميع آنچه در احرام عمره مذكور شد از مقدّمات و غير آن در احرام حجّ معتبر است.
و ميقات اين احرام [٤] شهر مكّه است. و نيّت چنين كند كه: احرام حجّ تمتّع بجامىآورم از براى آنكه واجب است تقرّب به خدا. و نيّت را مقارن تلبيات سازد. و سه امر در اين احرام سنّت است:
اوّل آنكه: در روز هشتم ماه ذيحجّه [٥] واقع شود.
دوم آنكه: در مسجدالحرام [٦] باشد، و افضل آن است كه در زير ناودان خانه كعبه واقع شود.
سوم: بلند گفتنِ تلبيه [٧] در مكانى كه آنجا احرام بسته اگر پياده باشد، و اگر سوار
______________________________
سر
نيزبه نيّتتقصير مشكلاستكفايتآن وبعضى تراشيدن تمامسر را بعد از تقصير نيز
منع كردهاند، لكناقوى جواز آناست، هرچند مستحبّاست تركآن بهجهت توفير
يعنىزيادكردن موى از براى احرام حجّ، بلكه احوط است، چون بعضى توفير را واجب
مىدانند. (يزدى)
[١]- غير از سر تراشيدن. (صدر)
[٢] بايد مراجعه شود. (خراسانى)
[٣] بايد مراجعه شود. (خراسانى)
[٤] يعنى احرام حجّ تمتّع. (خراسانى، مازندرانى، نخجوانى، يزدى)
[٥] و اين احوط است. (خراسانى، مازندرانى)
[٦] مهما امكن احرام در مسجد الحرام را ترك ننمايند. (صدر)
[٧] سزاوار است كه بلند نگويد تلبيه را، چه سواره باشد چه پياده، مگر آنكه مشرف شود برابطح. (خراسانى، كوهكمرهاى، مازندرانى)
* بهتر اين است كه رفع صوت را تأخير بيندازد تا وقتى كه مشرف شود بر ابطح. (نخجوانى، يزدى)