جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ٣١٤ - فصل دوم در بيان باقى امور متعلقه به احرام
هفتم: پوشيدن مرد رختى را كه دوخته باشد يا شبيه به دوخته، چنانكه قبل از اين مذكور شد.
هشتم: پوشيدن چيزى كه پشت پا را بپوشد [١].
نهم: انگشترى در انگشت كردن به جهت زينت [٢] نه به جهت آنكه سنّت است.
دهم: پوشيدن مرد سر و گوش خود را اگرچه به ارتماس باشد.
يازدهم آنكه: مرد در وقت راه رفتن [٣] در سايه چيزى رود كه آن چيز بربالاى سر او باشد، نه در پهلوى او مثل سايه ديوار، امّا در سايه كجاوه [٤] و مانند آن راه رفتن مرد را جايز است، هرچند بالاى سر [٥] او باشد. و همچنين جايز است در وقت فرود آمدن كه در سايه چيزى [٦] به راه رود و بنشيند [٧] هرچند آن چيز در بالاى سر او باشد [٨] مثل خيمه و غير آن.
دوازدهم: مو از سر يا بدن جدا كردن.
سيزدهم: ناخن چيدن، اگرچه ناخنِ انگشت زيادتى باشد.
______________________________
[١]
على الاحوط. (تويسركانى)
* بنابر احوط. (خراسانى)
[٢] انگشترى كه صلاحيّت زينت و استحباب هر دو را داشته باشد اظهر حرمت است و لو اين كه قصد استحباب را نموده باشد. (نخجوانى)
[٣] اگر سواره باشد و امّا پياده بنابر احوط. (خراسانى)
[٤] احوط ترك است. (تويسركانى)
[٥] فرقى نيست بين كجاوه و مانند آن اگر بر بالاى سر باشند و غير آن از چيزهاى ديگر بنابراحوط و اقوى. (خراسانى)
* هر گاه بالاى سر باشد جايز نيست، بلىدرپهلوها جايزاست. (دهكردى، كوهكمرهاى، يزدى)
* احوط ترك است. (صدر)
* احوط بلكه اقوى عدم جواز است اگر بالاى سر او باشند. (مازندرانى)
[٦] در وقت منزل نمودن اگر آمد و رفت مىكند چيزى بالاى سر خود مثل شمشير نگيرد. (مازندرانى)
[٧] اولى ترك نشستن است در سايه چيزى كه بالاى سر است. (خراسانى)
[٨] بلى در وقت منزل نمودن جايز است استظلال، چه راه رود و چه بنشيند. (كوهكمرهاى)