جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ٣١٥ - فصل دوم در بيان باقى امور متعلقه به احرام
چهاردهم: كشتن شپش يا از بدن يا از جامه خود بهدور انداختن [١].
پانزدهم: سرمه سياه [٢] در چشم كشيدن.
شانزدهم: حنا بستن براى زينت [٣].
هفدهم: در آئينه نگاه كردن.
هجدهم: دندان كندن [٤].
نوزدهم: سلاح پوشيدن [٥].
بيستم: خون از بدن بيرون آوردن [٦] اگرچه به مسواك كردن باشد، امّا اگر از خاريدن [٧] خون بيرون آيد قصورى ندارد.
بيست و يكم: جدال است [٨] يعنى «لا واللَّه و بلى واللَّه» گفتن مگر به جهت اثبات
______________________________
[١]
حرمت دور كردن از بدن يا جامه معلوم نيست لكن احوط است. (تويسركانى)
* اين مسأله در غايت اشكال است و آنچه فرموده: از حرمت كشتن و دور انداختن موافق احتياط است البتّه ترك نشود. (كوهكمرهاى)
[٢] بلكه غير سياه نيز اگر به قصد زينت باشد. (دهكردى، يزدى)
* احوط اجتناب است از غير سياه نيز اگر خوشبو باشد. (كوهكمرهاى)
[٣] بلكه مطلقا اگر ... (خراسانى)
* بنابر احوط، بلكه بهتر ترك آن است مطلقا، بلكه هرگاه قبل از احرام حنا ببندد كه اثر آن بماند مكروه است. (كوهكمرهاى، يزدى)
* بلكه مطلقا بنابر احوط اگر نگوئيم اقوى. (مازندرانى)
[٤] على الاحوط. (تويسركانى)
* بنابر احوط اگرچه اقوى جواز است. (خراسانى)
* هرگاه موجب خون آمدن شود، لكن احوط ترك است مطلقا. (يزدى)
[٥] بلكه همراه داشتن على الاحوط. (دهكردى)
[٦] على الاحوط. (تويسركانى)
* بنابر احوط اگرچه به خاريدن بدن باشد. (خراسانى)
[٧] اگر مضطرّ باشد به خاريدن. (دهكردى، يزدى)
* اگر جرب به نحوى است كه از نخاريدن اذيّت ميرسد به او، خاريدن كه خون بيايد ضرر ندارد. (مازندرانى)
[٨] بلكه مطلق قسم خوردن على الاحوط. (تويسركانى)