جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ٢٠٧ - فصل اول در بيان خللى كه بهواسطه آن سجده سهو واجب نمىشود
شانزدهم: در اثناى نماز عمداً چيزى خوردن، هرچند اندك باشد [١].
هفدهم: عمداً به دو حرف [٢] تكلّم نمودن.
هجدهم: عمداً به قهقهه خنديدن.
نوزدهم: از براى امور دنيا عمداً گريه كردن.
بيستم: عمداً ترك واجبى از واجبات نماز كردن اگرچه ركن نباشد. امّا اگر به جهت جهل به [٣] مسئله عمداً ترك كند جهر را در جايى كه جهر واجب است يا اخفات را در جايى كه اخفات واجب است، آن نماز صحيح است.
بيست و يكم: عمداً زياد كردن واجبى از واجبات نماز را اگرچه ركن نباشد.
بيست و دوم: عمداً انحراف قليل از قبله كردن [٤] كه به حدّ يمين يا يسار نرسد.
بيست و سوم: عمداً كشف عورت خود كردن.
مقصد دوم در بيان احكام خللى كه به وقوع آن نماز باطل نمىشود
و آن دو نوع است:
نوع اوّل: در بيان خللى كه بهواسطه آن سجده سهو واجب نمىشود.
نوع دوم: در بيان خللى كه بهواسطه آن سجده سهو واجب است، و احكام اين دو نوع در دو فصل تفصيل مىيابد.
فصل اوّل در بيان خللى كه بهواسطه آن سجده سهو واجب نمىشود:
و آن فراموش كردن فعلى از افعال واجبى نماز است كه قبل از فوت محلّ آن به ياد
______________________________
[١]
چيزى خوردن اندكى معلوم نيست كه مبطل باشد، لكن احوط است. (تويسركانى)
[٢] يا يك حرف با معنى. (دهكردى، كوهكمرهاى، نخجوانى، يزدى)
* يا زياده. (صدر)
[٣] اقوى معذور بودن جاهل و ناسى است در جهر و اخفات. (تويسركانى)
[٤] در مبطل بودن آن اگر در حال عدم اشتغال به افعال باشد اشكال است. (خراسانى)