جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ٩٥٨ - فصل اول در بيان آنچه موجب خونبها مىشود
بيست و يكم: هر گاه ديوار كج شده بر سر كسى افتد و او را بكشد به شرطى كه صاحب ديوار عالم به افتادن آن باشد و ممكن بوده كه آن را اصلاح كند و نكرده ضامن خونبهاى اوست.
بيست و دوم: هرگاه ناودان يا پنجره خانه شخصى كه بر راه مسلمانان باشد با علم صاحب آن بيفتد و كسى را تلف كند ضامن خونبهاست، و اگر بىعلم صاحب خانه و تقصير او كسى را تلف كند مجتهدين را در آن خلاف است، اقرب آن است كه ضامن نيست.
بيست و سوم: هر گاه كسى زياده از قدر احتياج [١] آتش در ملك خود روشن كند در غير روزى كه باد باشد و سرايت به تلف ديگرى كند ضامن خونبهاى كسى است كه بسوزد، و همچنين اگر در روز يا در شبِ باد آتش در ملك خود روشن سازد، و همچنين اگر در غير ملك خود آتش روشن كند چنانكه سرايت بهديگرى كند.
بيست و چهارم: هر گاه در حفظ چارواى خود تقصير كند و آن چاروا كسى را بكشد ضامن خونبهاى آنكس باشد، چه واجب است برصاحبان چارواى مست شده و درنده محافظت آنها كردن.
بيست و پنجم: هر گاه كسى شخصى را به ضيافت طلبد و سگ او آن شخص را تلف كند ضامن خونبهاى اوست و اگرچه نداند كه سگ او درنده است.
بيست و ششم: هر گاه كسى بر چاروائى سوار باشد يا او را بهدست مىكشيده باشد و صاحبش همراه نباشد و آن چاروا به سر و دستها كسى را بكشد ضامن خونبهاى اوست، و امّا آنچه به پاها تلف كند ضامن نيست.
بيست و هفتم: هر گاه كسى بر چاروائى سوار باشد يا او را بهدست گرفته ايستاده باشد و آن چاروا بهدست يا سر يا پا كسى را بكشد ضامن خونبهاى اوست و اگر دوكس
______________________________
همچنانكه
اقوى ضمان است با عدم جواز احداث، پس مدار بر جواز احداث بناء است در طريق و عدم
آن. (تويسركانى)
[١]- بلكه با عدم زياده از قدر حاجت نيز ضامن است با علم به سرايت، بلكه با ظن و شكّ بشرطصدق اتلاف. (تويسركانى)