جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ٤٠١ - فصل چهارم در كيفيت جهاد كردن با كفار
كسى از جنگ [مسلمانان][١] بگريزد خلاص مىشود.
سوم آنكه: امام در راه رفتن لشكر را بهتعجيل نبرد، بلكه به مدارا برد.
چهارم آنكه: با صاحب تدبير آن لشكر مشورت نمايد.
پنجم آنكه: اختيار منزل جائى نمايد كه آب و علف در آن بسيار باشد.
ششم آنكه: اگر چاروائى از لشكرى مانده شود و چارواى ديگر نداشته باشد كه بار خود را بردارد، امام بار او را برچارواى خود بردارد.
و جايز است قتال كردن به هرنوع كه فتح درآن ممكن باشد، چون خراب كردن منازل و قلاع كافران، و سنگ انداختن به منجنيق برايشان، و منع كردن از تردّد قافله بهسوى ايشان، و كشتنِ ايشان اگرچه در ميان ايشان زنان و اطفال و پيران و اسيران مسلمانان كشته شوند، و به آتش سوزانيدن ايشان، و بريدن درختان ايشان.
ومنعكردنآب ازايشان بهاحتياج جايز است. و در روايتى از حضرت امير المؤمنين ٧ وارد شده كه منع كردن آب حلال نيست[٢] و بعضى از مجتهدين روايت مذكور را حمل برآن كردهاند كه زهر در آب ايشان ريختن بىاحتياج حلال نيست[٣].
و امّا آن هشت امرى كه مكروه است:
اوّل: به دست خود پدر كافرِ خود را كشتن.
دوم: شبيخون براعدا بردن به غير حاجت.
سوم: پيش از زوال قتال كردن به غير حاجت.
چهارم: چارواهاى خود را پى كردن بىمصلحتى، اگرچه از رفتن بازمانده باشند و با مصلحت كشتن بهتر است. امّا پى كردن چارواهاى كافران جايز است چه آن سبب ضعف ايشان مىشود.
پنجم: مبارزت نمودن در صفِ بىاذن امام. و بعضى از مجتهدين اين را حرام مىدانند[٤].
[١] در برخى از نسخهها نيست.
[٢] نصر بن مزاحم، وقعة صفّين: ١٩٣.
[٣] ج- شهيد اوّل، دروس ٢: ٣٢.
[٤] حلبى، كافى: ٢٥٦. شيخ طوسى، نهايه ٢: ٨. علّامه حلّى، منتهى ٢: ٩١٢ و ٩١٣.