جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ٣٢١ - فصل دوم در بيان باقى امورى كه متعلق است به طواف
بدارد و محاذى جزء اوّل حجر اسود نمايد و شروع در طواف كند تا كلّ بدن او به محاذات كلّ حجر بگذرد، و طريق اوّل [١] افضل است [٢].
دوم: استدامت حكمى [٣] يعنى در اثناى طواف واجبى قصد امرى نكند كه منافى طواف باشد، مثل آنكه قصد حدث كند يا قصد آنكه طواف را به اتمام نرساند.
سوم آنكه: در حال طواف مىبايد كه خانه كعبه [٤] بردست چپ او باشد.
چهارم [٥]: دورىِ طواف كننده از خانه كعبه در كلّ جهات كمتر از دورىِ مقام ابراهيم ٧ باشد از خانه كعبه.
پنجم آنكه: گشتن برگرد خانه كعبه كمتر از هفت نوبت و زياده برهفت نوبت نباشد، و هرنوبت را يك شوط گويند و هرهفت شوط يك طواف است، و اگر بعد از فارغ شدن [٦] شكّ كند كه هفت شوط كرد يا كمتر يا بيشتر التفات نكند و طواف او صحيح است. امّا اگر شكّ او قبل از فارغ شدن باشد، در اين صورت از سه حال بيرون نيست [٧]:
اوّل آنكه: شكّ كند ميانه هفت شوط و زياده. دوم آنكه: شك كند ميانه هفت شوط و كمتر. سوم آنكه: يقين [٨] داند كه هفت شوط نكرده و شكّ او ميانه هفت شوط باشد،
______________________________
[١]
و صدق عرفى در ابتداء به حجر كفايت مىكند و اگر قدرى پيشتر بايستد من باب
المقدّمه و شروع كند در طواف به قصد ابتداء به حجر نيز كافى است. (نخجوانى، يزدى)
[٢] بلكه احوط است. (خراسانى)
[٣] ظاهر اين است كه دراستدامه حكميّه عدم فعل منافى و عدم قصد خلاف كافى باشد. (تويسركانى)
[٤] احوط اين است كه چون مقابل حجر اسماعيل ٧ است قدرى شانه را بگرداند، تا آنكه شانه از حجر بسيار خارج نشود. (تويسركانى)
* حتّى در آن مقدارى كه حجر اسماعيل ٧ است. (دهكردى، صدر)
[٥] بايد كه محلّ طواف ميان بيت و مقام ابراهيم باشد در كلّ جهات. (تويسركانى)
[٦] و بيرون رفتن از مطاف يا مشغول شدن به فعل ديگر با اعتقاد اتمام. (نخجوانى، يزدى)
[٧] حالت رابعه اينكه شكّ كند مابين هفت شوط و كمتر وبيشتر واين نيز باطل است. (يزدى)
[٨] يقين به عدم لازم نيست در بطلان، بلكه عدم يقين به هفت شوط سبب بطلان است، پساگر شكّ كند كه شش شوط است يا هفت شوط يا هشت باطل است طواف بايد استنياف كند. (كوهكمرهاى، مازندرانى)