جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ٢٧٦ - فصل اول در بيان روزههاى واجبى
ماه را ديدهاند، پس اگر دو زن عادله يا آنكه يك مرد عادل گواهى دهند كه ماه را ديدهاند بهگواهى ايشان ثابت نمىشود، مگر آنكه به سرحدّ شياع رسد. و بهحساب تقويم و غيرآن داخل شدن ماه ثابت نمىشود.
دوم از روزههاى واجب: روزه قضاى ماه رمضان است.
و واجب است [١] بجا آوردن پيش از آنكه رمضان آينده داخل شود؛ پس اگر برشخصى ده روز مثلًا از قضاى ماه رمضان واجب باشد قضاى آن را تأخير مىتواند كرد تا وقتى كه به ماه رمضان آينده ده روز بماند، پس اگر هميشه عازم بود كه آن ده روز را قضا كند و چون به ماه رمضان ده روز بماند مانعى از روزه داشتن بهم رسد مثل آنكه بيمار شود يا زن حيض بيند در اينصورت [٢] همين قضاى ده روز واجب است [٣] و بس، و اگر بىعذر تا رمضان آينده تأخير كرده باشد، ده روز را قضا كند و به جهت هرروز مقدار يك مدّ [٤] گندم يا برنج يا نان يا مانند آن تصدّق كند، و مدّى چهار يك صاع است، يعنى به وزن چهارده هزار و چهل جو ميانه است. و همچنين قضا و تصدّق
______________________________
*
و حكم حاكم نيز به منزله علم است در ثبوت هلال چه مستند حكم علم حاكم باشد يا
شهادت عدلين در حقّ حاكم باشد يا در حقّ مقلّدين. (مازندرانى، نخجوانى)
* به حكم حاكم شرع نيز ثابت مىشود مادامى كه معلوم الخطاء نباشد. (يزدى)
[١]- هرگاه روزه هر كسى فوت شود، پس اگر ممكن باشد او را قضاء و قضاء بجا نياوردهباشد قبل از ماه رمضان آينده واجب است بر او قضا و كفّاره، و اگر قضاء ممكن نبوده واجب است بر او قضاء، و كفّاره واجب نيست، و كفّاره يك مدّ از طعام است از براى هر روزى. (تويسركانى)
* اگر مريض بوده و مرض او مستمرّ مانده تا رمضان آينده قضاء ساقط است و بايد كفّاره بدهد عوض هر روزى مدّى از طعام. (يزدى)
[٢] در اين صورت كفّاره نيز احوط است. (كوهكمرهاى، يزدى)
[٣] هم قضاء و هم تصدّق واجب است. (تويسركانى)
* بلكه احتياط به دادن كفّاره ترك نشود. (خراسانى)
[٤] ولى احوط دو مدّ است. (صدر، نخجوانى)
* هرگاه فقير با مدّ سير شود وإلّا پس احوط آن است كه به جهت هر روز مقدارى بدهد كه فقير سير شود. (كوهكمرهاى)