جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ٢٣٦ - فصل دوم در بيان احكام نماز سفر
صورت نماز [١] را در وقت رفتن چون به محل ترخّص رسد و در وقت برگشتن [٢] و توقّف نمودن قصر كند [٣].
و هرگاه مسافر در موضعى قصد اقامت ده روز نمايد و بعد از آن عزم را تغيير دهد و قصد سفر كند پس اگر بعد از عزم اقامت يك نماز را تمام گزارده باشد [٤] باقى نمازها را كه در آن موضع مىگزارد تمام گزارد، و الّا قصر كند.
و جايز است مسافر را در اثناى گزاردن نماز قصر قصد اقامت ده روز نمايد، پس در اين حال لازم است كه آن نماز را كه شروع در آن كرده تمام بگزارد.
و سنّت است كه مسافر بعد از هرنماز قصر سى نوبت بگويد: «سُبْحانَ اللَّهِ وَالْحَمْدُللَّهِ وَلا الهَ الَّا اللَّهُ وَاللَّهُ اكْبَرُ».
______________________________
[١]-
اقوى تمام است در اين صورت نيز هرگاه از موضع اوّل اعراض نكرده باشد و احوط
جمعاست. (يزدى)
[٢] تمام واجب و قصر جايز نيست به جهت اينكه خروج از محلّ اقامت مغيّر حكم نيست، پس مادامى كه قصد سفر نكرده حكم آن تمام است. (كوهكمرهاى)
[٣] مجرّد عدم عزم بر توقّف ده روز در محلّ اقامه بعد از عود به آن كافى نيست در جواز قصر، بلكه واجب مىشود قصر در صورتى كه در وقت بيرون رفتن از محلّ اقامه منشىء سفر باشد به حيثيّتى كه اگر عود نمايد به محلّ اقامه آن محلّ يكى از منازل سفر او محسوب شود و امّا اگر بنا دارد كه بعد از عود به محلّ اقامه انشاء سفر نمايد بايد تمام نمايد در وقت رفتن و برگشتن و توقّف نمودن بنابر اقوى اگرچه احوط جمع است. (خراسانى)
* احوط جمع است. (صدر)
* در اين تفصيلى است و احوط جمع است ميان قصر و تمام و اظهر آن است كه اگر آن موضع ترخّص كه از او قصد معاودت به بلد اقامه دارد در جانب سفر مقصود است و بلد اقامه در خلاف او است مثل اين كه مقيم در كاظمين قصد دارد برود به بغداد و مراجعت نمايد به كاظمين و برود به عجم، تمام نمايد نماز را در وقت رفتن به بغداد و مراجعت به كاظمين و توقّف در آن ودر صورت عكس مثل اينكه مقيم بغداد مىرود به كاظمين كه برگردد به بغداد برود به عجم، زمان رفتن به كاظمين و توقّف در آن تمام كند و در وقت رجعت از كاظمين قصر بكند. (مازندرانى)
[٤] اين حصر وجهى ندارد بلكه شروع در ركعت ثالثه از چهار ركعتى كافى است، بلكه هر عملىكه با سفر منافى است ذاتاً موجب استقرار اقامه در زوال سفر است. (كوهكمرهاى)