جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ١٠١ - اما پنج امر واجب
كه در هرشبانهروزى يك نوبت آن جامه را طهارت دهد، و افضل آن است كه نماز ظهر و عصر را بعد از طهارت دادن جامه بىفاصله در آخر وقت گزارد و شام و خفتن را در اوّل وقت گزارد تا چهار نماز را در جامه طاهر يا جامه قليل النجاسه دريافته باشد. چهارم آنكه: خونى باشد كمتر از مقدار درهم بغلى و آن بهقدر بند بالاى انگشت زِهگير [١][١] است پس اگر در جامه يا دربدن آنمقدارخونباشد نمازصحيحاست، وبرطرفكردن آن لازمنيست مگرآنكه از مكانخود بهجامه يا بدن سرايتكند، يا خون حيض يا استحاضه يا نفاس يا خون سگ يا خون خوك يا خون كافر [٢] باشد پس در اين هفت جا برطرف كردن آن از بدن و جامه واجب است [٣] اگرچه كمتر از مقدار درهم بغلى باشد. پنجم آنكه: نجاست درپوششى باشد كه ستر عورت به آن نتوان كرد [٤] مثلًا كلاه و بندِ چاقشور[٢] و بندِ زيرجامه، هر چند نجاست آن مغلّظه [٥] باشد يعنى از آن شش خون باشد [٦]
______________________________
*
احوط اقتصار نمودن است بر نجاست بول. (كوهكمرهاى)
* عفو مختصّ است به بول طفل، و اگر به غايط او نجس شود عفو نيست. (مازندرانى)
[١]- احوط اقتصار به مقدار ناخن از اين انگشت است، اگرچه اظهر تحديد آن است به گودى كفدست. (خراسانى)
[٢] احوط اجتناب است از خون مطلق نجس العين، بلكه خون غير مأكول اللحم. (كوهكمرهاى)
* يا خون ميته، بلكه يا خون حيوان غير مأكول اللحم ما عداى انسان بنابر احوط. (يزدى)
[٣] بلكه واجب نيست، مگر خون حيض و نفاس بنابر اقوى. (خراسانى)
[٤] بدون فرق ما بين اينكه در محلّ خود باشد يا نه، پس جايز است نماز در هر محمولى كهستر عورت به آن نتوان كرد. (يزدى)
[٥] عفو در نجاست مغلّظه محلّ تأمّل و اشكال است. (كوهكمرهاى)
* ولى احوط آن است كه هر يكى از آنها در محلّ خود باشد، مثل كلاه برسر و بند در زير جامه. (صدر)
[٦] در خون سگ و خوك عفو مشكل است، زيرا كه از اجزاء غير مأكول اللحم است. (خراسانى، مازندرانى)
[١] معناى زِهگير در صفحه ٢٨ گذشت، و اينجا منظور انگشتى است كه زهگير بر آن پوشند.
[٢] شلوار گشاده و بلند كفدار زنانه.