جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ٩٧١ - قسم نوزدهم آنچه در آن خونبهاى چهار خمس هرعضوى لازم است
دوم: كندن ناخن انگشتان و بيرون آمدن آن سياه. [١]
سوم: شكستن استخوان [٢] عضوى چنانكه آن عضو باطل شود. [٣]
چهارم: هر گاه كارى كند كه شخصى را تا نصف روز بول منقطع نشود. [٤]
قسم هجدهم: آنچه در آن خمس خونبهاى هر عضوى لازم است
و آن چهار امر [٥] است:
اوّل: شكستن هرعضوى. [٦]
دوم: هر گاه زخمى برعضو شخصى بزند كه استخوان را ظاهر سازد، چه در آن خمس [٧] خونبهاى شكستن آن عضو لازم است.
سوم آنكه: كارى كند كه لبهاى كسى شكافته شود و بعد از آن نيك شود، چه در آن خمس خونبهاى لبهاست.
چهارم: شكافتن يك لب كه بعد از آن نيك شود، چه در آن خمس خونبهاى يك لب است.
قسم نوزدهم: آنچه در آن خونبهاى چهار خمس هرعضوى لازم است
و آن دو امر [٨] است:
______________________________
[١]
محلّ اشكال است و در روايت معتبره در او ده دينار است. (تويسركانى)
* بر قول بعض و اظهر اين است كه ده دينار است و همچنين هرگاه بيرون نيايد و اگر بيرون آيد سفيد پس پنج دينار است. (يزدى)
[٢] بلكه فك استخوان، يعنى جدا كردن از محلّ آن، چنانكه باطل شود و مع ذلك خالى از اشكال نيست. (يزدى)
[٣] محلّ تأمّل است. (تويسركانى)
[٤] محلّ تأمّل است. (تويسركانى)
[٥] در هر يك از چهار امر تأمّل است، بايد تأمّل تامّ بشود. (تويسركانى)
[٦] اگر خوب نشود والّا چهار خمس شكستن آن است چنانچه مىآيد. (يزدى)
[٧] بلكه ربع خون بهاى شكستن آن است. (يزدى)
[٨] در اين دو امر توقّف و تأمّل است اگر چه مشهور است بين الاصحاب. (تويسركانى)