جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ٩٣٣ - مطلب سوم در بيان تعزير كردن
هجدهم: كسى كه شراب بفروشد امّا حلال نداند.
نوزدهم: كسى كه حرام كند و حلال نداند.
بيستم: كسى كه بهظاهر به قهر و غلبه مال كسى را بگيرد وبگريزد.
بيست و يكم: كسى كه به خفيه مال كسى را بردارد و بگريزد.
بيست و دوم: كسى كه به حيله و تزوير اموال مسلمانان را ببرد و كتابتها و نوشتهها بسازد.
بيست و سوم: كسى كه بنگ [١] يا داروى بيهوشى به خورد كسى دهد.
بيست و چهارم: كسى كه به حركت دست منى بيرون آورد، چه در حديث آمده كه: حضرت اميرالمؤمنين ٧ اينچنين شخصى را آن مقدار تازيانه بركف دست او زده بود كه كفش سرخ شده بود[١].
بيست و پنجم: كسى كه غلام خود را بكشد.
بيست و ششم: مسلمانى كه جهودى را بكشد.
بيست و هفتم: كسى كه در مجلسى كه شراب يا آنچه مستكننده باشد خورند برود به اختيار بنشيند يا طعام خورد.
بيست و هشتم: كسى كه ماهيى كه فلُوس نداشته باشد بخورد.
بيست و نهم: كسى كه حيوان زنده را بخورد.
سيم: كسى كه سپرز حيوانات را بخورد.
سى و يكم: كسى كه پسر خود را بكشد.
سى و دوم: طفل و ديوانه كه زنا كنند.
سى و سوم: دزدى كردن طفل و ديوانه.
سى و چهارم: طفل و ديوانه كه مرتدّ شوند.
______________________________
[١]
محلّ تأمّل است. (تويسركانى)
[١] كافى ٧: ٢٦٥، حديث ٢٥. وسائل ٢٨: ٣٦٣، حديث ١ و ٢.