جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ٦٣٥ - صنف دوم جماعتى از زناناند كه حرام شدن ايشان عارض شده و بهسبب آن نكاح ايشان اصلا جايز نيست
كرده» چه دراين صورت بهمجرّد اينگفتن، آنزنان برشوهران خود حرام مؤبّد مىشوند.
قوم يازدهم: دختران عمّه و خاله [١] هرگاه كه با عمّه و خاله زنا كنند چه دختران ايشان برآن كسانى كه با ايشان زنا كرده باشند حرام مؤبّد مىشوند، امّا اگر به عمّه وخالهبه شبهه [٢] دخول كرده باشند يا عقد دختران ايشان پيش از زناى با ايشان واقع شده باشد حرام نمىشوند.
قوم دوازدهم: مادران و دختران و خواهران مردانى كه با ايشان لواطه كرده باشند بهغيوبت حشفه يا بعض از حشفه كه در دُبر ايشان غايب شده باشد، چه مادران وخواهران و دختران ايشان برلواطهكننده حرام مؤبّد مىشوند هر گاه عقد ايشان پيش از [٣] لواطه كردن نباشد. و آيا مادر و خواهر رضاعى آن پسر به مجرّد لواطه كردن با او حرام مىشوند يا نه؟ ميانه مجتهدين خلاف است. [٤] و همچنين خلاف است در حرام بودن مادر مادر او و دختر دختر او، و امّا دختر خواهر او حرام نمىشود.
قوم سيزدهم: زنان آزادى كه شوهران ايشان نُه مرتبه ايشان را طلاق عدّى دهند، چه ايشان بعد از آن حرام مؤبّد مىشوند برشوهران خود.
قوم چهاردهم: كنيزان كه شوهران ايشان شش مرتبه ايشان را طلاق عدّى دهند، چه بعد از آن ايشان برشوهران خود حرام مؤبّد مىشوند. [٥]
______________________________
[١]-
احوط قول به حرمت دختر عمّه و خاله است با زناى به عمّه و خاله. (تويسركانى)
[٢] احوط حرمتاست هرگاه سابقباشد بر عقد وهمچنين احوط نشرحرمتاست بهمطلقزناىسابق و وطى به شبهه سابق هر چند به غير عمّه و خاله باشد. (دهكردى، نخجوانى، يزدى)
[٣] احوط عدم فرق است ما بين لواطه سابق بر عقد ولاحِق از عقد، و همچنين احوط و اقوىالحاق رضاع است به نسب، و همچنين اقوى الحاق مادر مادر و دختر دختر است، بلكه احوط عدم فرق است در واطى مابين بالغ و غير بالغ، بلكه احوط حرمت مادر و دختر و خواهر است بر پسر واطى. (تويسركانى، صدر)
* احوط در صورت پيش بودن عقد مراعات احتياط است به اينكه آن زن را طلاق بدهد و از او اجتناب كند ابداً. (نخجوانى، يزدى)
[٤] اظهر حرمت است و همچنين در مادر مادر و دختران دختر. (يزدى)
[٥] على الاحوط. (تويسركانى)