جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ٦٣٣ - صنف دوم جماعتى از زناناند كه حرام شدن ايشان عارض شده و بهسبب آن نكاح ايشان اصلا جايز نيست
خورنده خلاف است. شيخ طبرسى براين رفته كه حرام مىشود. [١][١] و خواهران و برادران آن طفل كه از آن زن شير نخورده باشند مىتوانند كه دختران شيردهنده و شوهر او را نكاح كنند، و بعضى از مجتهدين اين را نيز حرام مىدانند[٢].
و حرام مىسازد رضاع لاحق نكاح سابق را، مثلًا اگر مادر شخصى زن او را شير دهد آن زن برآن شخص حرام مؤبّد مىشود، و اگر زن بزرگ شخصى زن كوچك او را شير دهد هردو برشوهر حرام مىشوند هر گاه برزن بزرگ [٢] دخول كرده باشد و اگر دخول نكرده باشد زن بزرگ حرام مىشود و بس. [٣]
قوم ششم: زنانى كه شوهر داشته باشند يا در عدّه رجعيّه باشند و جمعى [٤] با ايشان زنا كنند، چه در اين صورت آن زنان برآنهايى كه دخول كردهاند حرام مؤبّد [٥] مىشوند. و كنيزى كه آقاى او با او دخول كرده باشد اگر شخصى با او دخول كند آيا برآن شخص آن كنيز حرام مىشود يا نه؟ ميانه مجتهدين خلاف است. [٦]
قوم هفتم: زنانى كه ايشان را شوهران ايشان طلاق گفته باشند و هنوز از عدّه بيرون
______________________________
[١]-
اظهر عدم حرمت است، چنانچه مذهب مشهور است. (دهكردى، نخجوانى، يزدى)
[٢] يعنى اگر شير غير باشد همان كبيره حرام مىشود مؤبّد و صغيره حرام مىشود جمعاً، پسنكاح زن كوچك منفسخ مىشود محتاج مىشود به عقد جديد، مگر اينكه مدخوله باشد آن وقت هر دو حرام مىشوند بر او و از براى كبيره است مطالبه مهر اگر مدخوله باشد نه غير مدخوله، و از براى صغيره است نصف مهر، مگر اينكه دفعه آخر شير كامل اين صغيره در حالتى باشد كه كبيره مثلًا در خواب باشد بخورد تمام مهر او ساقط است. (نخجوانى)
[٣] لكن نكاح زن كوچك منفسخ مىشود. (يزدى)
[٤] يا يك نفر. (يزدى)
[٥] احوط حرمت ابدى است در زنا به ذات البعل و در معدّه رجعيّه يا باينه يا عدّه وفاتو همچنين احوط الحاق كنيزى است كه آقا با او وطى كرده باشد. (تويسركانى)
[٦] حرمت معلوم نيست. (يزدى)
[١] مجمع البيان ٣: ٢٨.
[٢] شيخ طوسى، نهايه ٢: ٣٠٢ و خلاف ٥: ٩٣. ابن حمزه، وسيله: ٣٠٢.