جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ٦٣٢ - صنف دوم جماعتى از زناناند كه حرام شدن ايشان عارض شده و بهسبب آن نكاح ايشان اصلا جايز نيست
باشد، و دخترانى كه زن شيردهنده زاييده باشد براى طفل حرام است چه اينها بهمنزله خواهرند در نسب.
پنجم: فرزندان فرزند شوهر شيردهنده خواه نسبى و خواه رضاعى، و فرزندان فرزند نسبى شيردهنده، چه ايشان بهمنزله دختران خواهر و برادرند در نسب.
ششم: خواهر شوهر زن شيردهنده، چه او بهمنزله عمّه است در نسب.
هفتم: خواهر زن شيردهنده، چه او بهمنزله خاله است در نسب.
و همچنين هفت كس از مردان برزنان حرام مؤبّد مىشوندبه سبب شير خوردن:
اوّل: شوهر زن شيردهنده بردخترى كه شير او خورده باشد حرام مؤبّد است، چه او بهمنزله پدر او است در نسب.
دوم: پسرى كه شير شيردهنده را خورده باشد حرام مؤبّد است، چه او بهمنزله پسر او است در نسب.
سوم: پسرانى كه از آن شير خورنده بهم رسند، چه آنها بهمنزله فرزندان فرزندزادهاند در نسب.
چهارم: بهمنزله برادرند در نسب.
پنجم: فرزند و فرزند رضاعى و نسبى شوهر شيردهنده، چه آنها بهمنزله پسران برادر و خواهرند در نسب.
ششم: برادر شوهر شير دهنده، چه او بهمنزله عمّ است در نسب.
هفتم: برادر زن شير دهنده، چه او بهمنزله خال اوست در نسب.
امّا مادر رضاعى شيردهنده و فرزندان رضاعى او كه از غير آن شيردهنده باشند و عمّه و خاله رضاعى او و خواهر و دختر خواهر و دختر برادر رضاعى او، بر شير خورنده حرام نمىشوند. [١] و در حرام شدن اولاد رضاعى شيردهنده برپدر طفل شير
______________________________
[١]-
اظهر حرمت جميع است ما عداى فرزندان رضاعى شير دهنده چون اعتبار اتّحاد فحل
دربنوّت و اخوّت است نه مطلقاً. (يزدى)