جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ٦٣١ - صنف دوم جماعتى از زناناند كه حرام شدن ايشان عارض شده و بهسبب آن نكاح ايشان اصلا جايز نيست
برآنند كه طفل شيردهنده مىبايد كه دو ساله نباشد [١][١] پس اگر بعد از دو ساله شدن او شير بخورد رضاع بهم نمىرسد.
دهم آنكه: صاحب شير يك كس باشد پس اگر زنى طفلى را از شير يك شوهر خود پانزده مرتبه شير داده باشد و طفل ديگر را از شير شوهر ديگر داده باشد بريكديگر حرام نمىشوند [٢] و شيخ طبرسى براين رفته كه اينها بريكديگر حرام مىشوند[٢].
و هرگاه اين شروط بهم رسد زن شيردهنده مادر آن طفل مىشود و شوهر او كه صاحب شير باشد پدر او مىشود، و فرزندانى كه از ايشان حاصل شده باشند يا شير ايشان خورده باشند برادر و خواهر او مىشوند.
وبهسبب شير خوردن هفتزن حرام مؤبّد مىشوند؛ اوّل: زن شير دهنده و مادر او هرچند بالا رود حرام مؤبّداند بر طفل شير خورنده. وهمچنين هرزنىكه پدر ومادرواجداد طفل را شير داده باشند حرام مؤبّداند، به جهت اينكه اينها همه بهمنزله مادرند در نسب.
دوم: هر دخترى را كه زن شخصى شير دهد، چه آن دختر بر آن شخص به منزله دختر است در نسب.
سوم: فرزندان دخترى كه زن او شير داده باشد، چه اينها به منزله فرزندزادهاند در نسب.
چهارم: هر دخترى كه از شوهر شيردهنده حاصل شده باشد يا شير او را خورده
______________________________
[١]-
اقوى عدم اعتبار آن است. (دهكردى، يزدى)
[٢] و همچنين اگر يك طفل را از شير دو شوهر شير دهند، به اينكه نصف دفعات از يكى و نصف ديگر از ديگرى باشد هر چند فرض آن بعيد است و آن اين است كه شير زن از شوهر اوّل مستمرّ بماند تا زمان حمل از شوهر دوم و همچنين شرط است در تحقّق رضاع اتّحاد زن شير دهنده، پس هرگاه بعض عدد از زنى و بعض ديگر از زن ديگر يك شخص باشد نشر حرمت نمىكند. (دهكردى، نخجوانى، يزدى)
[١] حلبى، كافى: ٢٨٥. ابن زهره، غنيه: ٣٣٥. ابن حمزه، وسيله: ٣٠١.
[٢] طبرسى، مجمع البيان ٣: ٢٨.